ماجرای پایان ناپذیر حافظ 32

حافظ ترکیبی از بافته های عقیدتی است،درست مانند خود ملت ایران.بنابراین بر سر عقیده منحصری نمی ایستد.با آنکه گرایش قوی عرفانی در اوست،یک عارف انتخاب گر و مشروط است.مثلا یک تیره فکر خیامی دارد،یعنی اغتنام وقت و بهره گرفتن از مواهب مادی زندگی،یک تیره فکر اجتماعی – اخلاقی،که مسائل روز زمانش را از نظر دور نمی دارد.یک تیره شک و چون و چرا و سرکشی و انکار،که باز در قالب عرفان به آسانی نمی گنجد.این “آلیاژ”اندیشه و سیالیت روح،همان است که ملت ایران طی قرنها داشته.حافظ “تمامی” را در ناتمام بینی جسته است.دید او قوی تر وچالاک تر از آن بوده که بر سر یک نظر بایستد،در حالی که دنیا رنگ ها و نقش های گوناگون عرضه می کرده است.

برچسب: , , , , , ,

نظر خود را ثبت کنيد