چه کنم؟

من که در وحشت این زندگی و روز و شبش
به هزار شاخه و هر خار و خسی آویزم
من که در حسرت فردا و دو صد روز دگر
دلق صد رنگ ریا،بر سر هر دون و دنی می ریزم
من که در خواب شبانه،به دو صد طرفه و مکر
نقشه ها می تنم اندر دل پر حیله و آنگه خیزم
کاش نقشی ز خدا در دل من مهمان بود
روز موعود،چه خاکی به سر خود ریزم؟
چون که او طالب احوال ضعیفان گردد
به چه حال گردم و از شرم کجا بگریزم؟

برچسب: , , , , , , , ,

یک نظر لـ “چه کنم؟”

  1. شعیب گفت:

    فروزان از دو مشرق در سحرگاهان دو ماه آمد
    دو خورشيد جهان افروز ، در دو صبحگاه آمد
    محمد (ص) اي چراغ روشني بخش جهان آرا
    بر افروز و بر افروزان بنور خويش دل ها را
    ششم مولا ششم رهبر ، ششم هادي ششم سرور
    ششم فرمانده داور ، ششم فرزند پيغمبر(ص)
    تو ما را دانش آموزي ، تو مهر عالم افروزي
    تو برق اهرمن سوزي ، تو در هر عصر پيروزي
    ولادت پيامبر رحمت(ص)و امام جعفر صادق(ع)تبريک و تهنيت باد
    التماس دعا

نظر خود را ثبت کنيد