ماجرای پایان ناپذیر حافظ 16

خواجه شیرازی در دنیای شاعرانه خود،در درجه اول پرستنده زیبایی است.همشهری نامدارش سعدی، این زیبایی را کلیدی برای همه اسرار و معضل های زندگی می دانست(اگر کلیدی برای آنها بتوان یافت) و او نیز چنین است.زیبایی در نظر او مترادف با خوبی هم هست،و همان است که انسان را به کمال نزدیک می کند،و اگر راه بیرون شدی از بن بست زندگی باشد،از طریق اوست.بدیهی است که زیبایی دو وجه دارد،یکی جسمانی و دیگری روحانی،و او از هیچیک از این دو درنمی گذرد،و فراموش نمی کند که از دروازه جسم به جانب روح می توان رفت.جسم،سکوی پروازی است برای رسیدن به جانب بالا.
از این رو،آن دسته از مفسران حافظ،که معشوق او را در عالم معنی جستجو کرده و شراب او را شراب غیبی دانسته اند،باید از این اشتباه سالخورده بیرون آیند،معشوق و شراب وی هردوگانه هستند.

برچسب: , , , , , , , , , , ,

نظر خود را ثبت کنيد