کوچه مردها 140

ساعات تحصیلی در دبیرستان های آن زمان ، دو وعده در روز بود.از 8 صبح تا 12 و از دو و نیم بعداز ظهر تا چهار و نیم.
نمی شد طی این دو ساعت و نیم به خانه بروم و برگردم.فامیلی داشتیم که از نوجوانی به تهران آمده بود و در خانه ما و همراه ما زندگی می کرد و در تعمیرگاهی در خیابان جمهوری(شاه سابق) مشغول به کار بود و از دبیرستان من تا تعمیرگاه ایشان در حدود ده دقیقه پیاده راه بود.
کارهرروز من این بود که ظهر به تعمیرگاه می رفتم و همراه ایشان و چند تا از دوستانش برای نهار می رفتیم و در برگشت در یکی از ماشین های در حال تعمیر من نیم ساعتی درس می خواندم یا تکلیف می نوشتم و ساعت دو بعداز ظهر به مدرسه برمی گشتم.
از این تعمیرگاه و افراد شاغل در آن خاطرات زیادی دارم که به یکی دوتا از آنها اشاره خواهم کرد.
بیشتر اوقات برای نهار به قهوه خانه ای در زیرزمین یک ساختمان در نزدیکی تعمیرگاه می رفتیم که تنها غذایش دیزی بود.جای همه شما خالی!آنقدر این دیزی های همراه با نان سنگگ تازه و سبزی و پیاز و ترشی و نوشابه خوشمزه بودند که با وجود تکرار هر روزه،ذره ای از علاقه من به خوردنشان کم نمی شد.
رادیو هم همیشه روشن بود و در ساعتی که ما نهار می خوردیم”برنامه کارگر” پخش می شد که بعضی مطالب جالب آن به همراه حرفهای بچه های دور میز و شوخی های صاحب قهوه خانه که فوق العاده با مزه و شیرین بودند،استراحت بسیار جالبی برای ذهن من بود که از صبح با درس مداوم خسته شده بود.این نعمتی بود که مطمئنم همه شاگردهای پولدار و عزیز کرده دیگر مدرسه که غذا را از خانه برایشان می آوردند،از آن محروم بودند.
دوران بسیار خوشی بود و یادش به خیر.

برچسب: , , , , , , , , , , , , , , , ,

نظر خود را ثبت کنيد