کجا بگریزم؟

من که در وحشت این زندگی و روز و شبش

به هزار شاخه و هر خار و خسی آویزم

من که در حسرت فردا و دو صد روز دگر

دلق صد رنگ ریا،بر سر هر دون و دنی می ریزم

من که در خواب شبانه،به دو صد طرفه و مکر

نقشه ها می تنم اندر دل پر حیله و آنگه خیزم

کاش نقشی ز خدا در دل من مهمان بود

روز موعود،چه خاکی به سر خود ریزم؟

چون که او طالب احوال ضعیفان گردد

به چه حال گردم و از شرم کجا بگریزم؟

برچسب: , , , , , , , , , , , , ,

یک نظر لـ “کجا بگریزم؟”

  1. فرشید گفت:

    هر لحظه مزن در،که در این خانه کسی نیست
    بیهوده مکن ناله،که فریاد رسی نیست
    شهری که شه و شحنه و شیخش همه مستند
    شاهد شکند شیشه که بیم عسسی نیست……..

نظر خود را ثبت کنيد