از رنجی که می بریم

چند سالی است که توفیق این را دارم یک نیمه روز در هفته را به تدریس در یکی از دانشگاه ها می پردازم.

اخیرا برنامه خود را طوری تنظیم نموده ام که نهار خود را در رستوران دانشجویان صرف کنم و در نتیجه بتوانم رفتار آنان را با رفتار خودمان در زمان دانشجویی مقایسه کنم.نکات زیر قابل توجه هستند:

الف – این قشر فرهیخته جامعه،نوبت را رعایت نمی کنند و میانبر زدن در صف بدون اهمیت به حقوق دیگران بسیار متداول است!

ب – روی میزها فوق العاده کثیف و پر از بازمانده غذاها و ظروف یک بار مصرف و کاغذ ساندویچ و شیشه نوشابه است.به سختی می توان جای نسبتا تمیزی پیدا کرد و اغلب دانشجویان کمی از زباله های روی میز را کنار می زنند تا جلوی دستشان کمی خالی شود و این در حالی است که در چند قدمی هر میز سطل زباله بزرگی قرار دارد.

ج – دیگر از بحث های مسئولانه و بیان دردهای اجتماع و مشکلات خبری نیست.اغلب به باد کردن پوسته های ساندویچ و ترکاندن آنها و ایجاد صداهای ناهنجار می پردازند!

هر بار و با تاسف بیشتری از رستوران خارج می شوم و با خود می گویم که از هیچکس نباید گله داشت.از ماست که بر ماست.

برچسب: , , , , , , , , , , , , ,

4 نظرات لـ “از رنجی که می بریم”

  1. ترنم گفت:

    ای کاش همه اساتید بزرگوار همانند شما وقتی برای بودن با دانشجویانشان میگذاشتند.

  2. ali گفت:

    وقت آزمایش نهایی قوم ایرانی فرا رسیده است.
    کتاب ذریه پیامبران و نقش ویژه ایرانیان در آخرالزمان را حتما بخوانید قبل از اینکه پاک شود
    از اینجا دریافت کنید
    aliahoseinzadeh1234.blogfa.com
    یا از اینجا
    persiamustnotperish.blog.com

  3. مرتضی گفت:

    به نام خدا

    باسلام

    شما که قطعاً در سلف اساتید هم غذا میل کرده اید، ای کاش مقایسه ای هم بین کیفیت غذای

    اساتید و دانشجویان انجام میدادید، تا مقداری از پاسخ سئوالتان را دریافت کنید!!!

  4. دقیقان استاد. از ماست که بر ماست .

نظر خود را ثبت کنيد