رسالت انسان چیست؟(3)

فکر نمی کنم که در بین همراهان عارف فیلسوف فرزانه ای به نام علامه محمد تقی جعفری را نشناسد.این دانشمند آزاده بی ادعا مقرب تر از آن است که بی مقداری چون من وصفش نماید،پس یک سر به بررسی نظریاتش در مورد رسالت انسانها می پردازیم که بس گرانبهاست:

رابطه انسان با هستی دارای چهار جنبه اساسی است:

1-شناخت هستی

2-دریافت هستی

3-گردیدن هستی

4-گرداندن هستی

جنبه های هفتگانه زیر را می توان عوامل به فعلیت رساندن چهار جنبه اساسی فوق به حساب آورد:

1-علمی    2-فلسفی    3-شهودی     4-اخلاقی     5-حکمی     6-عرفانی     7-مذهبی

در بحث در مورد جنبه ها و عوامل بالا باید به چند نکته توجه داشت:

1- هویت جنبه های چهارگانه و عوامل هفتگانه آن،چنان مشخص و مرزبندی شده نیست که هریک از آنها در مغز یا روان آدمی،موقعیتی خاص را که قابل اختلاط با دیگری نباشد،به وجود بیاورد.مثلا از یک واقعیت،هم می توان شناخت علمی داشت و هم دریافت شهودی،هرچند ممکن است که انسانهای معمولی نتوانند یک موضوع را در آن واحد،دوگونه درک کنند،بلکه باید از یکی درگذرند تا به دیگری توجه نمایند.

2- ملاک تقسیم جنبه های چهارگانه فوق،این است که”من” در رابطه با “جز من”_که شامل عالم آفاق(جهان عینی بیرونی)وعالم انفس(عالم درونی)می شود_یا “جزمن”را فرا می گیردو به آن آگاهی پیدا می کند که به آن رابطه،”شناخت” می گویند و یا “جز من” را بوسیله احساس نیرومند هستی یابی درون خود دریافت می کند که به آن رابطه”دریافت”می گویند.”من انسانی”در رابطه با شناخت بوسیله ذهن خود،نسبت به واقعیت ها آگاهی می یابد.اگر پس از این مرحله به “تجرید و حکم و تطبیق و موازنه و ترجیح و گزینش های نظری”بپردازد و به وسیله احساس برین و تصعید شده،نوعی تاثر عالی پیدا کند،به مرتبه “دریافت” نائل می گردد.

3- هر انسانی در مسیر حیات خود درمی یابد که موقعیتی عالی تر و کامل تر از وضعیت فعلی خود وجود دارد که اگر برای وصول به آن موقعیت برتر تصمیم بگیرد،در مسیر”گردیدن”قرار گرفته است.البته در گردیدن انسان ،اختیار نقش اساسی دارد.

4- گردیدن تکاملی انسان،بدون شناخت و دریافت وحدت خود با دیگران،امکان پذیر نیست.به عبارت دیگر گردیدن “من” بدون گرداندن دیگر”من”ها ممکن نیست.

انسانی که در مسیر تکامل قرار می گیرد،نمی تواند نسبت به سرنوشت دیگران بی توجه باشد.درد و رنج و عقب ماندن دیگران از مسیر کمال،برای انسان رشد یافته زجرآور است و وی سعی می کند تا دیگران را به رشد و کمال برساند.خلاصه هیچگاه”گردیدن”انسان بدون تکاپو در راه”گرداندن”دیگران امکان پذیر نیست.

برچسب: , , , , , , , , , , , , , ,

یک نظر لـ “رسالت انسان چیست؟(3)”

  1. نسا گفت:

    رهنمود های لطیف علامه جعفری
    *تنها نیایش است که می تواند غربت مرگبار ما را به انس با جهان هستی مبدل نماید.

    ********************

    *هیچ عملی بدون عکس العمل در صحنه هستی بوجود نمی آید خواه خوب و خواه زشت.

    ********************

    *سعادتمند کسی است که همواره خود را در مرز “طبیعت” و “ماوراء طبیعت” احساس کند.

    ********************

    *حرکت کشتی نجات آدمیان احتیاجی به دریا ندارد. این کشتی از قطره اشک مقدسی می

    گذرد که برای حسین ریخته شود.

    ********************

    *صبری که سکوی پرواز است برای پرواز در فضای والای انسانی و موجب تجلی خدا بر انسان

    صبر در مقابل لذت هاست

    هر لحظه ای که در زندگانی انسانی بدون آگاهی به حکمت وجود خویش

    و بدون توجه به این که از کجا آمده و به کجا می رود سپری شود مرگ ابدی است.

    بدون آشنایی جان انسانها با یکدیگر محال است حسن تفاهم مشترک واقعی میان آنان برقرار شود.

    زندگی پیوسته باید در حال به وجود آمدن و به وجود آوردن باشد و الا باری است بر دوش انسان.

    آن انسان رشد یافته که انسان ها را اجزاء خود می داند

    با سقوط هر یک از آن ها تباهیِ جزئی از خود را مشاهده می کند.

    علم توأم با ایمان مرگ را به عنوان آغاز شکوفایی زندگی نوید می دهد.

    ذکر خداوندی یعنی یک معلم و مربی الهی که شب و روز و در همه لحظات عمر با انسان است.

    همواره با ناتوانی مبارزه کنید زیرا ناتوانی زنجیری است که شما را از تحرک باز می دارد.

نظر خود را ثبت کنيد