آزاده

آزاده را جفاي فلك بيش مي رسد

اول بلا به عاقبت انديش مي رسد

از هيچ آفريده اي ندارم شكايتي

بر من هر آنچه مي رسد از خويش مي رسد

چون لاله يك پياله ز خون است روزي ام

كآن هم مرا ز داغ دل خويش مي رسد

رنج غناست آنچه نصيب ستمگر است

طبع غني به مردم درويش مي رسد

امروز نيز محنت فرداست روزي ام

آن بنده ام كه رزق من از پيش ميرسد

شعر  از  اميري فيروز كوهي

 

برچسب: , , , , , , , , , , , , ,

نظر خود را ثبت کنيد