عارفانه ها 13

 

ذوالنون سیاح بوده،می گوید:

وقتی می رفتم.جوانی دیدم شوری بود در وی.

گفتم:از کجایی ای غریب؟

گفت:غریب بود کسی که با او موانست دارد؟

بانگ از من برآمد و بیفتادم بیهوش

چون به هوش آمدم،گفت:چه شد؟

گفتم” دارو با درد موافقت افتاد

 

عبدالرحمان جامی

برچسب: , , , , , , , ,

نظر خود را ثبت کنيد