گفتگو

می گفت:پر از ایده و راه حل برای رفع معضلات جامعه بودم و هستم.اکنون با کوله باری از سی سال تجربه دارای ایده هایی بسیار پخته تر و عملی تر همراه با توانمندی اجرای آنها هستم.سهم و مالکیتی هم نمی خواهم.

پس چرا با ناباوری نگاهم می کنند؟

چرا نصیحتم می کنند که رها کن این افکار مسخره را و به طرح های بی دردسر زود بازده بپرداز!

می گویم :چه طرحی؟

می گویند:خرید و فروش سهام

            خرید و فروش زمین و ملک

            کسب و کار فروشگاهی

            اخذ نمایندگی از یک برند جهانی معتبر

            ……………………..

و من درمانده ام که پس آنچه که به هزینه این کشور آموخته ام چه می شود؟

جواب این خیل بیکاران را که باید بدهد؟

گرانی را چه کنیم؟

با درون خالی و سرگشته و ناامید جوانانمان چگونه کنار بیاییم؟

تو می توانی کمکی بکنی؟

ناباورانه نگاهش می کنم………………

برچسب: , , , , , , ,

نظر خود را ثبت کنيد