کوچه مردها(64)

یکی دیگر از آداب رایج در روستاهای بابل روش دید و بازدید عید بود:

در روستاهای بابل به میهمان عید بعنوان عیدی،تخم مرغ رنگ کرده می دهند،به رنگهای مختلف و خیلی زیبا.

شکل عید دیدنی هم به این ترتیب است که صبح روز اول عید همه معتمدین و پیرمردهای روستا به خانه بزرگترین و مهمترین فرد آن روستا می روند و همراه یکی از آنها که قبلا بعنوان پیشکار انتخاب شده است،چند گونی خالی است. از همین جا تخم مرغ ها که به تعداد مهمانان تهیه و تقدیم می شود،توسط پیشکار در گونی قرار داده می شود و همه این افراد باهم به عید دیدنی دیگر افراد و خانواده ها می روند،در یک صف که نفر اولش بزرگ محله و نفر بعدی کدخدا،نفر سوم پیشکار و بقیه هم به ترتیب سن در صف جای گرفته اند.

این جمعیت پانزده تا بیست نفر تا غروب،تقریبا همه خانواده های محله را مورد سرکشی قرار می دهند و چون با شیرینی و نان قندی و چای و عسل و… همه جا پذیرایی می شدند،به نهار هم احتیاجی نداشتند و در این زمان چند بار گونی پیشکار پر از تخم مرغ آب پز رنگی می شد که آنها در به خانه خود می فرستاد.

ناگفته پیداست که در این سرکشی ها بزرگان محله از گرفتاری ها و بیماری ها و سایر دلمشغولی های اهالی روستا با خبر می شدند و در حد مقدورات تصمیم گیری و چاره اندیشی می کردند.

غروب همانروز ،تخم مرغ ها توسط پیشکار بین همه این افراد توزیع و تقسیم می شد و هر یک از این بزرگان محل با تعداد زیادی تخم مرغ رنگی به خانه های خود بازمی گشتند که اغلب همین تخم مرغ ها به بازدید کنندگان دوباره تقدیم می شد!

اما ما کودکان با تخم مرغ های خود،اصطلاحا”تخم مرغ جنگی”می کردیم و با زدن سر تخم مرغ ها به یکدیگر،تخم مرغ سر و ته شکسته به برنده تعلق می گرفت و هر روز عید ما بچه ها تعداد زیادی تخم مرغ خوشمزه می خوردیم که گاها به دل درد و کهیر روی بدنمان هم منجر می شد!

برچسب: , , , , , , , , , , , , , ,

نظر خود را ثبت کنيد