نمی خواهم در این دنیا بمانم

بس غریبم ای خدا

مانده ام از خود جدا

مانده ام از تو جدا

ما به هنگام ازل

پیکری واحد بدیم

کردی ام از خود جدا

پس فرستادی به دامان بلا

سرزمینی بی تو و بی انتها

آن زمان کین تکه را

از تنت کردی جدا

هرگز از این تکه ات

هیچ نپرسیدی چرا

حاضری گردی روان

در میان فتنه ها؟

دردها و غصه ها؟

هیچ حاضر می شوی

از تو گیرم امتحان؟

درسهایت خوانده ای؟

مایلی راهی شوی

در مکانی بس غریب؟

بین دیوان و ددان؟

من دگر آلوده ام

لایقت نیستم دگر باره

پس از رجعت شوم

پاره ای از آن وجود

ای توانای جهان

پاک گردان جان من

زین همه آلودگی

کوله بار پر زیان

از گناه و گند جان

وارهانم، وارهان

برچسب: , , , , , , , , , , , , , , ,

نظر خود را ثبت کنيد