از سر دلتنگی

روی قبرم بنویسید کسی بود که رفت

لحظه ای از غم ایام نیاسود و برفت

بنویسید که یک عمر کسی را کم داشت

در نگاهش اثر از حادثه مبهم داشت

بنویسید هوای دل او ابری بود

بنویسید که اسطوره بی صبری بود

روی قبرم بنویسید،دلی عاشق داشت

دورتادور دلش ،یاس و اقاقی می کاشت

بنویسید که با عدل جهان،مسئله داشت

بنویسید به تقدیر و قضا،ایمان داشت

بنویسید جوان رفت،کهنسال نبود

بنویسید اگر حرف نزد،لال نبود

برچسب: , , , , , , , , , , , , ,

4 نظرات لـ “از سر دلتنگی”

  1. فرهين ظريف گفت:

    روی قبرم بنویسید کسی بود که رفت

    لحظه ای از غم ایام نیاسود و برفت

    بنویسید که یک عمر کسی را کم داشت

    در نگاهش اثر از حادثه مبهم داشت

    با خوندن اين شعر..بيشتر دلم گرفت…ياد حرفهاي دل خودم افتادم…ياد بغضهاي نتركيده خودم…ياد سكوت بلند خودم…
    درهرصورت…بسيار زيبا سروده شد……

  2. کفشدوزک گفت:

    انشااله همیشه زنده و عزیز باشید

  3. سلام آقا ناصر گل
    اسم ما رو که زیرش ننوشتی ولی لااقل شعر رو کامل می ذاشتی
    به خدا آدم آتیش می گیره وقتی شعراشو این جوری تو وب می بینه
    انصافت کو داداشم
    یا علی

    • admin گفت:

      سلام و درود بی پایان بر شما
      آنجا که این شعر را خواندم،نامی از سراینده اش نبود.
      بسیار به دلم نشست و حیفم آمد دوستانم آن را نبینند.پس تحت عنوان “از دیگران”آوردمش و حال بسیار خوشحالم که سراینده اش هم پیدا شد.
      آتش دلت را به جان خریدارم و برایت زندگی همراه با سلامت و خوشدلی و عزت آرزومندم.
      پایدار باشی

نظر خود را ثبت کنيد