اگر من…….بودم

اگر من یک مربی مهد کودک بودم

هزاران بار از اینکه کار مرا،خدمت به فرشتگان کوچکش بر روی زمین قرار داده،شاکرش بودم

و به عنوان سپاس از این لطف

هرروز که ناراحت و عصبانی بودم،به سرکار نمی آمدم

و روزهایی که در مهد کودک حاضر بودم

کودکی می شدم که با کودکان دیگر می گوید و پای می کوبد و می خواند و میرقصد و بازی می کند

رنگین ترین نقاشی ها را با آنها می کشیدم

لطیف ترین ترانه ها را با آنها می خواندم

و لحظه ای از شنیدن حرفها و رویاهای قشنگشان باز نمی ماندم

دنیای بچه ها،زیباترین دنیاهاست.

برچسب: , , , , , , , , , ,

3 نظرات لـ “اگر من…….بودم”

  1. Rosery گفت:

    سلام، سلامي همانند باران تا غمها را از وجود شما بزدايد.
    وقتي نوشته امروز شما را خواندم به ياد دوستي افتادم كه فرزندش را ديگر به مهد كودك شركت نبرده و به دست مادرش مي سپارد. مي دانيد چرا؟ چون مربي مهد بچه ها را كتك مي زده و رفتار مناسبي با اين فرشته هاي كوچولو نداشته. فرزند دوستم حتي از خاله اش كه او را بنام خاله صدا مي زنند گريزان است زيرا مربي مهد نيز خاله ناميده مي شده است. وقتي پيگير ماجرا شدم، گويا مربي مذكور نيز يك فرد حرفه اي نبوده و از سر اجبار و بيكاري در اين جايگاه قرار گرفته است. به چه كسي بايد شكايت كرد؟ به مسئولين مربوطه كه براي سودجويي خود و پرداخت حقوق كمتر و در نتيجه سود بيشتر افراد متخصص را بكار نمي گيرند، از اين خانم كه براي گذران زندگي مسئوليتي را به عهده گرفته است كه اصلا” شايستگي آن را ندارد و شايد حتي با سرنوشت كودكان بازي مي كندو ………….

  2. Rosery گفت:

    در رویایم
    کودکان آواز می خوانند
    آوازی از عشق برای هر پسر و دختر
    آسمان آبی
    و زمین سبز است
    و شادی، زبان مشترک تمام دنیاست
    من برمی خیزم
    ولی هر آنچه می بینم
    جهانی است پر از نیازمندان
    به من بگو چرا؟
    چرا باید اینگونه باشد
    به من بگو چرا؟
    آیا چیزی را جا گذاشتم؟
    به من بگو چرا؟
    چون توان درکش را ندارم
    در آن هنگام که یک انسان به ما نیازمند است
    ما دست یاری مان را به سویش دراز نمی کنیم
    به من بگو چرا؟
    هر روز از خود می پرسم
    برای انسان بودن باید چه کنم؟
    آیا باید بایستم و بجنگم
    تا به همه ثابت کنم که کیستم؟
    آیا نهایت زندگی من این است
    که در یک جهان پر از جنگ عمرم تلف کنم؟
    به من بگو چرا؟
    چرا باید اینگونه باشد؟
    به من بگو چرا؟
    آیا چیزی را جا گذاشتم؟
    به من بگو چرا؟
    چون نمی توانم بفهمم
    وقتی یک انسان به ما نیازمند است
    به من بگو چرا؟
    به من بگو چرا؟
    به من بگو چرا؟
    فقط به من بگو چرا؟
    به من بگو چرا؟
    چرا باید اینگونه باشد؟
    به من بگو چرا؟
    آیا چیزی هست که نگفته باشم؟
    به من بگو چرا؟
    چون نمی فهمم
    وقتی یک انسان به ما نیازمند است
    به من بگو چرا؟
    چرا؟ چرا ما اسلحه را شلیک می کنیم؟
    چرا؟ چرا ما هیچگاه نمی فهمیم؟
    آیا کسی هست که به من بگوید چرا ما می گذاریم تا جنگل بسوزد؟
    چرا؟ چرا هیچ اهمیتی نمی دهیم؟
    چرا؟ چرا فقط می مانیم و زل می زنیم؟
    چرا؟ چرا دلفینها گریه می کنند؟
    کسی هست به من بگوید که چرا ما می گذاریم تا اقیانوس بمیرد؟
    چرا؟ چرا همه مثل هم هستیم؟
    چرا؟ چرا تقصیر را گردن همدیگر می اندازیم؟
    چرا؟ چرا این وضعیت پایان نمی پذیرد؟
    آیا کسی هست به من بگوید که چرا ما نمی توانیم با هم دوست باشیم؟
    چرا؟ چرا؟

نظر خود را ثبت کنيد