کوچه مردها(23)

تلویزیون خریدیم!

مثل بمب توی محله صدا کرد.تازه یک سالی بود که تلویزیون در ایران افتتاح شده بود و روزی حدود شش ساعت برنامه داشت.

از ساعت چهار بعدازظهر با برنامه کودک و پخش کارتون شروع می شد و با برنامه های دیگری مثل سریال و برنامه زنده موسیقی و …..ادامه پیدا می کرد و نهایتا با پخش اخبار به پایان می رسید(حدود ساعت نه و نیم شب).

تمام برنامه ها سیاه و سفید پخش می شدند و تلویزیون ها دو نوع بودند،مبله و معمولی.تلویزیون های مبله شیک تر بودند و چهارتا هم پایه داشتند که در جای مناسب در اتاق قرار می گرفتند و تلویزیون های معمولی پایه نداشتند و به شکل یک مکعب ساده بودند که روی میز و یا پهارپایه ای قرار می گرفتند.طبیعی است که مال ما از همین نوع بود،چون ارزانتر بود.پدرم آن را حدود دویست تومان خریده بود.هردو نوع این تلویزیون ها بر اساس تکنولوژی آن روز لامپی بودند و از وقتی که روشنشان می کردیم حدود دو دقیقه طول می کشید تا لامپش گرم شود و تصویر و صدا بیایند!

هر روز ساعت چهار حدود دوازده تا از بچه های محل ،خیلی مرتب و آرام در انتهای اتاق خانه ما می نشستند و کارتون و فیلم سریال را می دیدند و بعد می زدیم بیرون و هرچه دیده بودیم تکرار می کردیم.همه اصرار داشتیم که نقش قهرمان سریال با ما باشد و ناگفته معلوم است که همیشه این نقش با من بود،چرا که در غیر اینصورت روز بعد برای تماشا راهشان نمی دادم!هرچه من از این موضوع خوشحال بودم مادرم شاکی و ناراحت بود.چرا که هر روز بعد از رفتن ما باید کل اتاق را که از خاک و گل لباسهای ما ،در آن ریخته بود جارو می کرد.

برچسب: , , , , , , , , , , , , , , , ,

یک نظر لـ “کوچه مردها(23)”

  1. کفشدوزک گفت:

    سلام
    خیلی جالب بود . واقعا حال مادرتون رو درک می کنم چون آدم شلوغ بازی و بر هم زدن نظم خونه از طرف بچه خودش رو هم به سختی تحمل میکنه . وای به اینکه یه محله بچه هم بخواهند در خونه صف بکشند و زندگی رو زیر و رو کنند.
    وای
    خدا صبرشون بده
    سالم و پایدار باشید

نظر خود را ثبت کنيد