کی گفتمت؟

 

کی گفتمت که خشت سرا از طلا مکن
گفتم سرای خلق چو ویرانه ها مکن

کی گفتمت که مرو بر مراد خویش
گفتم مراد کسی زیر پا مکن

کی گفتمت که دور ز عیش و سرورباش
گفتم سرور و عیش کسی را عزا مکن

کی گفتمت که نام خدا بر زبان مبر
گفتم جفا به خلق به نا م خدا مکن

 

برچسب: , , , , , , , , , ,

4 نظرات لـ “کی گفتمت؟”

  1. love گفت:

    کی گفتمت از کوی من با دیده گریان برو

    چون گل یه بزم عاشقان خندان بیا خندان برو

    امشب چو شمع روشنم سر می کشد جان از تنم

    جان برون از تن منم خاموش بیا سوزان برو

    امشب سراپا مستیم جام شراب هستیم

    سرکش مرو ازکوی من افتان بیا خیزان برو

    هرگز مپرس از راز من زین ره مشو دم سازمن

    گر مهربان خواهی مرا حیران بیا حیران برو

    بنگر که نور حق شدم زیبایی مطلق شدم

    بر چهره سیمین نگر با جلوه جانان برو

  2. شما ذوق هنری خوبی دارید و شعرهای زیبایی می گویید . درود بر شما .

  3. این شعر رو امروز تو یه جایی خوندم . یاد اینجا افتادم . شعر از شوشتری بود . تا به حال نخونده بودم .

    روی برگی
    تو نوشتی: باغ
    روی یک قطره ی باران
    من نوشتم: دریا، دریا، دریا
    و در آن لحظه زنی
    چشمهایش را
    به کبوترها
    بخشید…
    رضا براهنی

نظر خود را ثبت کنيد