غرور يا دلزدگي

مرد بهت زده برجامانده بود.

همسرش و همدمش چندين بار انگشتش را با تهديد در مقابل چشمان او تكان داده بود و فرياد زده بود:

چند بار به تو گفتم خط قرمز هاي من را رعايت كن!و بعد هم در كمال ناباوري خانه را ترك كرد و مرد در اين ميانه تنها توانسته بود بگويد:اين حركات از تو بعيده!

مي دانست بر مي گردد و همچنين مي دانست كه اين بار بدطوري حريم عشقشان پاره شده است.خود را خوب مي شناخت و مي دانست براي عقاب درونش هيچ چيز مهم تر و حياتي تر از حفظ حرمتش در ميدان عشق نيست.اصلا مرد تحقير شده را لايق عرصه عاشقي نمي دانست.

و زن هم اين را مي دانست و برگشت.به آرامي لب به سخن گشود:

تو مغروري و من مي دونم كه تو با وجود اينكه مقصري هيچوقت از من دلجويي نمي كني.من مي ترسم مرد،مي ترسم از اينكه غرور تو زندگي قشنگ ما را از بين ببره.چي مي شد يك كم ناز منو مي كشيدي؟من كه چند بار گفتم كه اين طور مواقع چه جوري آروم مي شم.

اما مرد اصلا جوابي نمي داد.نه از روي غروركه فكر مي كرد من چندين بار اين موضوع را توضيح دادم،اگر فايده اي داشت تا حالا نتيجه داده بود.تازه با خود فكر كرد كه:من كه اين كارها رو كردم.از او خواستم در مورد مطلبي كه هردومون رو به وجد مياره،صحبت كنه،اما او عريد كه الان عصباني ام و نمي خوام حرف بزنم.سر ناهار هم سعي كردم غذا در دهانش بگذارم اما او دستم را پس زد.ناز كشيدن مگر همين ها نيست؟

اما چيري به زبان نياورد.بعد هم مگر خود او به مرد نگفته بود:هر موقع ديدي من عصباني ام يك مدت منو بحال خودم بگذار تا آرام بشم.خوب مرد هم براي همين ظرف ها را جمع كرد و برد و شست.اما وقتي برگشت ،ديد يارش لباس پوشيده و در حال بيرون رفتنه!

چرا بايد اينطور تنبيه و تحقير بشه؟

مرد به يقين رسيده بود كه عشقشون براي همدمش عادي و كوچك شده و او دچار دلزدگي شده.در خيلي از زن ها اين حالت را ديده بود و هميشه نگران پيش آمدن اين وضعيت بود.

زن هم فكر مي كرد كه اين غرور مرد،مانع بزرگي سر راه زندگي اونهاست.

مرد مي انديشيد تنها راه زنده موندن عشقشان،دوري تا حد ممكن از عزيزش مي باشد.

زن مي انديشيدبراي نجات عشقش از نابودي،بايد از خط قرمز هايش كوتاه بيايد و از آنها بگذرد،اما در اين صورت ديگر خودش را يك انسان نمي دانست.

شما چه مي انديشيد؟

برچسب: , , , , , , , , , ,

7 نظرات لـ “غرور يا دلزدگي”

  1. هما گفت:

    من فکر می کنم در اکثر روابط مشکل عدم شناخت از جنس مخالف هست. خانمها و آقایان به هیچ وجه مثل هم فکر نمی کنند و متاسفانه یا این را نمیدانند و یا زمانی که مورد هجوم احساسات هستند (خشم، ناراحتی، خوشحالی و …) این امر را فراموش می کنند. پیشنهاد من برای تمام کسانی که می خواهند زندگی آرام و سرشار از احساس خوشبختی در کنار همسر خود داشته باشند این است که شروع به مطالعه و شناخت خود و بعد جنس مخالف کنند.
    شناختن خود و دانستن نیازها و آرزوهایمان مهترین کاری است که باید در صدر لیست کارهایمان باشد و همیشه هم در صدر بماند چرا که هرگز تمامی ندارد.
    مربیان دلسوزی را میشناسم که سالهاست زوجها را آموزش داده و خانواده های زیادی را از خطر نابودی عشق رها کرده اند.

  2. مرتضی.الف گفت:

    به نظر من این درست است که مرد را زن تکمیل میکند و زن را مرد این طبیعت امر است و سلامت امر اما به قول بزرگی ازدواج پایان عشق است و این تکراری بودن و روزمرگی بودن زندگی برای خیلی از زوج ها اتفاق می افتد. اما راهکار چیست؟ به نظر بنده تنوع بخشیدن به زندگی میتواند تا حدودی این روزمرگی را از بین ببرد. و این تنوع بخشیدن برای زوج های جوان می تواند با آوردن بچه و برای زوج های میانسال با ازدواج فرزندانشان و حتی داشتن نوه امکان پذیر است. البته این ازدواج فرزندان به هیچ عنوان ناقض حرف بالای خودم نیست که ازدواج پایان عشق است اما گاهی باید پدر و مادرها فرزندانشان را به مسلخ عشق بفرستند!!!!!!!! به عنوان مثال من زمانی که پدر و مادرم که افرادی میانسال هستند وقتی با خواهرزاده 4 ماهه من بازی میکنند را میبینم انگار که دنیا را به ایشان داده اند. و خنده هایی واقعاً از ته دل انجام میدهند.

  3. ترنم گفت:

    باید عزت نفس داشته هرچه‌قدر عزت نفس‌ افراد پایین‌تر باشد، به همان نسبت به آنچه آزارشان می‌دهد، واکنش‌های تندتر و غیر‌منطقی‌تری نشان می‌دهند. در واقع مناعت طبع، بلند‌نظری به فرد می‌دهد که مانع از بروز واکنش‌های نامناسب در مقابل ناملایمات می‌شود. به جای جر و بحث می‌توانیم خیلی راحت از همسرمان گله کنیم و از او درباره رفتارش توضیح بخواهیم یا با یک تذکر آرام -اما مؤثر- او را متوجه اشتباه‌اش کنیم. و چه زن و چه مرد باید تمرین بالا بردن عزت نفس برای خود داشته باشند تا بتوانند در کنار هم زندگی کنند وهر دو طرف به خط قرمزهای هم احترام بگذارند و به حریم هایشان قانع باشند.

  4. جوان گفت:

    خیلی بحث جالبیست.خیلی ها دقیقا این مشکل رو دارند.

    من که خودم تجربه جتدانی ندارم ولی میدونم که خانم ها به قولی از افعال معکوس استفاده میکنند. و مردها بر حسب همان حرف خانم ها عمل میکنند.

    اینجا جای ادمین میشینم و

    به پسرانم توصیه میکنم که کمی منطق رو در تحلیل این جملات کنار بگدارند

    و از دخترانم میخوام که از مردها انتظارات کشف و کشوفات یک اشارت ابرو رو نداشته باشند.

    در آخر هم به هر دو گروه میگم که به روش زندگی کردن رو بیاموزند. خانواده بودن خودش یک کار عظیم این دنیاست که ساحتنش با بزرگترین دستاوردهای بشری برابری میکنه

  5. aftabgardun گفت:

    زنان ونوسی – مردان مریخی نکته همینه و بس

  6. ukwfbe گفت:

    pk1zCP fojbpzzvgwhi, [url=http://tztchkvhbbbs.com/]tztchkvhbbbs[/url], [link=http://hrsxpolopqtf.com/]hrsxpolopqtf[/link], http://uhzbygbkshtk.com/

نظر خود را ثبت کنيد