چرا؟

ظلم ها با خود كنيم،آخر چرا؟

اين همه مكر و دغل با خود چرا؟

ما براي وصل كردن آمديم

بي وفايي با خود و ياران چرا؟

آدميت،ياري خلق خداست

دشمني با مردم دانا چرا؟

بهر جاهل،بايدت كاري كني

تا شود دانا،دوري از آنان چرا؟

اين خلايق نزد ما مهمان بوند

دشمني با ميهمان جان چرا؟

ما همه راهي به يك مقصد شويم

پس خجالت نزد آن مقصد چرا؟

در حريم يار سوزيدن خوش است

ناله هاي بي سبب،از يار رنجيدن چرا؟

برچسب: , , , , , , , , , ,

3 نظرات لـ “چرا؟”

  1. ساقه گفت:

    با سلام
    این هم از سروده های خودم هست .

    آخر چرا این همه ظلم
    آخر چرا این همه کفر
    منظور از خلقت چه بود
    دشنام بر مردم چرا
    بهر چه با یاران نزاع
    از بهر چه مکر و دغل
    بهر چه پیکار و ستیز
    از بهر چه رنگ و ریا
    کو آدمیت ای خدا
    این ظلم بر خود می کنیم
    ما رهرو یک مقصدیم
    اینگونه رنجاندن چرا ؟

  2. love گفت:

    بسیار زیبا بود.امیدوارم یک روزی بیاد که همه آدمها در زندگی به همه این نتایج برسند.اگه همه ی آدمها این سوالها رو بپرسند و پاسخی برای این چراها بود دنیا چقدر زیبا میشد…

نظر خود را ثبت کنيد