عاشقی سخت است

 

عاشقی درد است دردی سینه سوز

چون شوی عاشق نه شب داری نه روز

 

عاشقی زهر است اما خوش خوراک

میکشاند عشق، عاشق را به خاک

گر شوی عاشق ز عالم میبری

غصه ها در جمع و خلوت میخوری

 

با شقایق هم زبانی میکنی

با خشونت مهربانی میکنی !

 

در جنون عشق پر پر میشوی

در همین دنیا تو کیفر میشوی

 

سوختن آیین عشق و عاشقیست

سر بداری یک نشان از لایقیست

 

اشک، سرگرمی برای چشم توست

خودزنی کردن دوای خشم توست

 

با صفای زندگی بیگانه ای

در نگاه دیگران دیوانه ای

 

قهر دلبر بیقرارت میکند

شاکی از پروردگارت میکند

 

عاقبت آواره گردی از دیار

جان و دل میبازی اندر این قمار

 

عاشقی سخت است ، دنبالش مرو

گر توانت نیست در آتش مرو!

 

 

احسان زارع

برچسب: , , , , , ,

2 نظرات لـ “عاشقی سخت است”

  1. کفشدوزک گفت:

    سلام
    چقدر زیبا بود

    مطرب عشق عجب سوز و نوایی دارد
    نقش هر نغمه که زد راه به جایی دارد
    عالم از ناله عشاق مبادا خالی
    که خوش آهنگ و فرح بخش هوایی دارد

  2. ساقه گفت:

    با سلام و احترام خدمت همه همراهان

    گفتمش آغاز درد عشق چيست؟

    گفت آغازش سراسر بندگيست

    گفتمش پايان آن را هم بگو

    گفت پايانش همه شرمندگيست

    گفتمش درمان دردم را بگو

    گفت درماني ندارد، بي دواست

    گفتمش يک اندکي تسکين آن

    گفت تسکينش همه سوز و فناست

نوشتن نظر ساقه