چرا اینگونه؟

ما مرد دوران بوده ایم،اکنون چرا اینگونه ایم؟

ما یار و بیمار ضعیف،حال خود چرا درمانده ایم؟

ما صاحب جاه و جلال،ما مایه فخر جهان

اینک گدای خارجی،در پشت درها مانده ایم

آزادگی،سالاری و فر و کمال آدمی

در سایه کوشش بود،ما کاهل و سرخورده ایم

برچسب: , , , , ,

3 نظرات لـ “چرا اینگونه؟”

  1. سینا گفت:

    دروغ ، ریا و خرافات حال ما اینگونه کرده است .

  2. love گفت:

    سروده ای از فردوسی بزرگ که درود و داد و دَهِش یزدان بر او باد

    در این خاک زرخیز ایران زمین
    نبودند جز مردمی پاک دین

    همه دینشان مردی و داد بود
    وز آن کشور آزاد و آباد بود

    چو مهر و وفا بود خود کیششان
    گنه بود آزار کس پیششان

    همه بنده ناب یزدان پاک
    همه دل پر از مهر این آب و خاک

    پدر در پدر آریایی نژاد
    ز پشت فریدون نیکو نهاد

    بزرگی به مردی و فرهنگ بود
    گدایی در این بوم و بر ننگ بود

    کجا رفت آن دانش و هوش ما
    که شد مهر میهن فراموش ما

    که انداخت آتش در این بوستان
    کز آن سوخت جان و دل دوستان

    چه کردیم کین گونه گشتیم خار؟
    خرد را فکندیم این سان زکار

    نبود این چنین کشور و دین ما
    کجا رفت آیین دیرین ما؟

    به یزدان که این کشور آباد بود
    همه جای مردان آزاد بود

    در این کشور آزادگی ارز داشت
    کشاورز خود خانه و مرز داشت

    گرانمایه بود آنکه بودی دبیر
    گرامی بد آنکس که بودی دلیر

    نه دشمن دراین بوم و بر لانه داشت
    نه بیگانه جایی در این خانه داشت

    از آنروز دشمن بما چیره گشت
    که ما را روان و خرد تیره گشت

    از آنروز این خانه ویرانه شد
    که نان آورش مرد بیگانه شد

    چو ناکس به ده کدخدایی کند
    کشاورز باید گدایی کند

    به یزدان که گر ما خرد داشتیم
    کجا این سر انجام بد داشتیم

    بسوزد در آتش گرت جان و تن
    به از زندگی کردن و زیستن

    اگر مایه زندگی بندگی است
    دو صد بار مردن به از زندگی است

  3. باران گفت:

    سلام؛
    ديگر بايد گفت راه نزديكي نيست كه ما از اين شرايط رهايي پيدا كنيم.
    – هر گاه توانستيم سرمايه نفت‌مان را صرف آموزش و پژوهش و توسعه انسان‌هاي اين مرز و بوم كنيم يك گام برداشته‌ايم.
    – هر گاه توانستيم سرمايه خداداد نفت‌مان را جاي مقابله با مردم براي مردم‌مان هزينه كنيم گامي بزرگ‌تر برداشته‌ايم.
    – هر گاه اجازه داديم كساني كه مانند ما نمي‌انديشند و مانند ما زندگي نمي‌كنند را احترام بگذاريم و اجازه دهيم صداي‌شان به مخاطبان‌شان آزادانه برسد گامي بزرگ‌تر برداشته‌ايم.
    – هر گاه اجازه داديم كه مخالفين منتقدين و حتي دشمنان ما از تريبون‌هاي ما بتوانند با امنيت با همه سخن بگويند آن‌گاه ديگر گامي اساسي‌تر برداشته‌ايم.
    – هر گاه توانستيم به نسل جوان خود به ديد سرمايه نگاه كنيم و با آن‌ها باب گفتگو را باز كنيم اين نيز گامي مثبت و روبه جلو است.
    – داستان زنان و سرمايه عظيم آن‌ها كه ناديده گرفته مي‌شود نيز كه مشخص است. هر گاه امنيت را براي زنان اين سرا هديه آورديم و اجازه داديم كه خود باشند و خود تصميم بگيرند و معادله‌هاي زندگي‌شان را فارغ از جبر اقتصادي كه پيرامون آن‌ها را فراگرفته است رقم بزنند آن‌گاه يعني نيمي از توان جامعه را فعال كرده‌ايم و اين نيز مي‌تواند ما را از اين بن‌بستي كه در آن گرفتار آمده‌ايم رهايي بخشد، اين اصل حتي اگر اقتصادي بودن زنان را جداي از اجتماعي بودن آنان فرض كنيم نيز باز هم مصداق خواهد داشت و پتانسيل بخش مهمي از جامعه ما را فعال خواهد كرد.
    – زماني كه توانستيم دروغ را از زندگي فردي و اجتماعي‌مان حذف كنيم نيز كار بزرگي كرده‌ايم
    – و فراموش نكنيم آتش خشونتي كه در عقايدمان برافروخته‌ايم تمام توان ما را در خود مي‌بلعد پس بايد تا سرحد ممكن از قهر اين آتش كاست و…
    اگرهاي زيادي وجود دارد كه به آن نمي‌انديشيم، گام‌هاي زيادي مي‌توان برداشت كه فعلاً ترجيح مي‌دهيم از كنار آن‌ها با بي‌تفاوتي بگذريم.
    افسوس…

    برايت از خدا مي‌خواهم مناجاتي را كه آرامش بر قلبت بنشاند!
    برايت از خدا مي‌خواهم تواني را كه قدرت بر جوارحت جاري سازد!
    برايت از خدا مي‌خواهم دلي را كه بيكرانه‌تر از آسمان باشد!
    برايت از خدا مي‌خواهم بياني را كه دل‌هاي سنگ را نرم و رقيق سازد!
    برايت از خدا مي‌خواهم چشمي را كه فراتر از زلال چشمه را نيز درك كند!
    برايت از خدا مي‌خواهم خدايي را كه تمام وجودت را فرا گيرد و لحظه‌اي رهايت نسازد و آن‌گاه بشوي حضور مطلق!
    برايت از خدا مي‌خواهم رنجي را كه تو را به سمت او بخواند!
    و برايت از خدا مي‌خواهم خداي مهرباني و رافت و رحمت را همو كه تنها افتخار مان اين است كه با نام رحمتش زندگي مي‌كنيم!
    و باور كن كه اين همه آرزو در اين روزهاي مناجات و گفتگو بزرگ نيست، چرا كه اوست كه در برابر اندك بسيار عطا مي‌كند، اوست كه در برابر نخوانده‌هاي ما نيز عطا مي‌كند، اوست كه ما را در ميان پرنيان مهرباني خود فرا گرفته است و اوست كه …
    پس هيچ يك از اين‌ها دور نيست.

نظر خود را ثبت کنيد