بایگانی: ‘از دیگران’

از مولوی

دوشنبه, 20 نوامبر, 2017

به جان جمله مستان که مستم
بگیر ای دلبر عیار دستم
به جان جمله جانبازان که جانم
به جان رستگارانش که رستم
عطاردوار دفترباره بودم
زبردست ادیبان می نشستم
چو دیدم لوح پیشانی ساقی
شدم مست و قلم‌ها را شکستم
جمال یار شد قبله نمازم
ز اشک رشک او شد آبدستم
ز حسن یوسفی سرمست بودم
که حسنش هر دمی گوید الستم
در آن مستی ترنجی می بریدم
ترنج اینک درست و دست خستم
مبادم سر اگر جز تو سرم هست
بسوزا هستیم گر بی‌تو هستم
تویی معبود در کعبه و کنشتم
تویی مقصود از بالا و پستم
چو دیدم خوان تو بس چشم سیرم
چو خوردم ز آب تو زین جوی جستم
برای طبع لنگان لنگ رفتم
ز بیم چشم بد سر نیز بستم
همان ارزد کسی کش می پرستد
زهی من که مر او را می پرستم
یقین شد که جماعت رحمت آمد
جماعت را به جان من چاکرستم

روایتی از رسول خدا

چهار شنبه, 15 نوامبر, 2017

رسول خدا روایتی را از خداى عز و جل نقل میفرماید که: مومن خردمند نگردد تا آنگاه که ده خصلت در او گرد آید:

– به نیكی او امیدوارى باشد.

– مردم از شر و بدی او در امان باشند؛ یعنی خیالشان راحت باشد که او به کسی بدی و ستم نمی کند.

– كمترین خوبى دیگران را بسیار بزرگ می شمارد.

– خوبی فراوان خود را بسیار اندك می بیند.

– در تمام عمر خود از دانش‏جویی و طلب علم خسته نمی شود.

– از مراجعه نیازمندان به نزد او ناراحت نمی شود.

– خوارى و فروتنی را از سربلندى دوست تر داشته باشد.

– تنگدستی را از ثروتمندى دوست‏ تر داشته باشد.

– بهره‏ اش از دنیا همان خوراك روزانه باشد.

– كسی را نبیند مگر آنكه با خود گوید: كه از من بهتر و پرهیزكارتر است.

تصویر نوشته

سه شنبه, 14 نوامبر, 2017

از عطار نیشابوری

دوشنبه, 13 نوامبر, 2017

گفت ما را هفت وادی در ره است
چون گذشتی هفت وادی،درگه است
وا نیامد در جهان زین راه کس
نیست از فرسنگ آن آگاه کس
چون نیامد باز کس زین راه دور
چون دهندت آگهی ای ناصبور؟
چون شدند آن جایگه گم سر به سر
کی خبر بازت دهد ای بی خبر؟
هست وادی طلب آغاز کار
وادی عشق است از آن پس ، بی کنار
پس سیم وادی است آن معرفت
پس چهارم وادی استغنا صفت
هست پنجم وادی توحید پاک
پس ششم وادی حیرت صعبناک
هفتمین وادی فقر است و فنا
بعد از این روی روش نبود تو را
در کشش افتی روش گم گرددت
گر بود یک قطره قلزم گرددت

از هوشنگ ابتهاج

چهار شنبه, 8 نوامبر, 2017

به سان رود
که در نشیب دره سر به سنگ می‌زند رونده باش
امید هیچ معجزی ز مرده نیست
زنده باش

تصویر نوشته

سه شنبه, 7 نوامبر, 2017

از میر رضی الدین آرتیمانی

دوشنبه, 6 نوامبر, 2017

خدایا به جان خراباتیان ،
کزین تهمت هستی ام وارهان
به میخانه ی وحدتم راه ده ،
دل زنده و جان آگاه ده
که از کثرت خلق تنگ آمدم ،
به هر سو شدم سر به سنگ آمدم
میی ده که چون ریزی اش در سبو ،
بر آرد سبو از دل آواز هو
از آن می که در دل چو منزل کند ،
بدن را فروزان تر از دل کند
از آن می که چون چشمت افتد بر آن ،
توانی در آن دید حق را عیان
از آن می که چون عکسش افتد به باغ ،
کند غنچه را گوهر شب چراغ
به انگور میخانه ره پوی آه ،
چه می خواهی از مسجد و خانقاه
سحر چون نبردی به میخانه راه ،
چراغی به مسجد ببر شامگاه
نیاری چو تو تاب دیدار او ،
ز دیدار رو کن به دیوار او
نبرده است گویا به میخانه راه ،
که مسجد بنا کرده و خانقاه

از آیت الله بهجت

چهار شنبه, 1 نوامبر, 2017

ای انسان!
زمان مرگت پریشان مباش،

و به جسم با ارزش خود اهتمامی نداشته باش،چرا که مسلمین کارهای مهم را انجام می دهند:
لباسهایت را از تنت درمی آورند،غسلت می دهند،کفنت می کنند،از خانه ات بیرونت می کنند،و تو را به خانه جدیدت(قبر) می برند،و خیلی ها برای تشییع جنازه ات کارهای خود را تعطیل کرده و حاضر می شوند.

نگران وسایل شخص ات هم مباش:
کلیدهایت،کتابهایت،کیف و کفشهایت و لباسهایت.اگر خانواده ات توفیق یابند شاید آنها را صدقه کنند.
مطمئن باش مردم و دنیا بر تو حسرتی نمی خورند. تجارت و اقتصاد استمرار می یابد،شغل و وظیفه تو به دیگری واگذار می گردد و اموال و دارایی هایت تقسیم می گردد و ورثه آنها را تصاحب می کنند.

اولین چیزی که از تو ساقط می شود،اسمت است.
لذا وقتی که می میری می گویند:جنازه،تو را به نامت صدا نمی زنند!وقتی می خواهند بر تو نماز بخوانند ،می گویند:جنازه کجاست؟ و زمانی که می خواهند تو را دفن کنند،می گویند:میت را نزدیک بیاورید.
پس مواظب باش.نسب و قبیله و پست و مقامت تو را نفریبد،چقدر این دنیا بی ارزش است و آنچه در پیش رو داریم چقدر عظیم است.

پس از وفاتت سه نوع اندوه بر تو خواهد بود:
کسانی که شناخت سطحی از تو دارند می گویند:بیچاره…….
دوستانت،چند ساعت یا حداکثر چند روز برایت اندوهگین می شوند و سپس به شوخی ها و خنده های خود می پردازند،
عمیق ترین اندوه غم داخل خانه خواهد بود.خانواده ات یک هفته،دو هفته،یک ماه،دو ماه یا نهایتا یک سال اندوه خواهند داشت و سپس تو را در بایگانی خاطرات قرار می دهند و اینچنین داستان تو در بین مردم تمام می شود.

و داستان حقیقی تو شروع می شود،آخرت!
از تو زائل می شود:
جمال،مال،سلامتی،فرزندان،و از خانه و کاشانه و همسرت جدا می شوی و از تو سوال می کنند:
برای قبر و آخرتت چه آماده نمودی؟
پس حریص باش بر:
– فرائض
– نوافل
– صدقه پنهانی
– عمل صالح
– نماز تهجد
شاید نجات یابی انشالله.