بایگانی: ‘شخصی’

دل نوشته 7

شنبه, 8 ژوئن, 2019

تمامی جنگ های دنیا “شخصی” هستند. بین یک نفر یا یک دسته با یک نفر یا یک دسته دیگر برای حاکم کردن مطلوبیت های خود بر دیگری و نهایتا اگر بتوانند، بر جهان.
اما این میان مردم ،بخصوص مردم ضعیف و بی پناهند که فدا می شوند و از بین می روند.
کاری که هیچ حیوانی با همنوعش نمی کند و با حیوانات دیگر هم تنها تا حد رفع گرسنگی انجام می دهد.
آنچه که خبرنگاران و راویان می گویند – و بعدها نام “تاریخ” به خود می گیرند – با آنچه که واقعیت دارد، زمین تا آسمان تفاوت دارد.
“بای ذنب قتلت”
خدایا،حکمتش چیست واقعا؟

دل نوشته 6

شنبه, 1 ژوئن, 2019

عجب زمانه بدی شده!
پیامبر عزیز ما میفرماید: من از فقر امتم بیمی ندارم. ترس من از سوئ مدیریت است.
مدیری را برمی داریم و در توجیه کار خود می گوییم: او فلان کار را نکرد و بهمان کار را انجام داد و در کمال تعجب مشاهده می کنیم که مدیر تازه منصوب شده ،همان روش و کار مدیریت قبلی را ادامه می دهد. دعوا فقط سر آدم های خودی و غیرخودی است!
وقت آن نرسیده که از تجربیات گذشته درس بیاموزیم و در روش ها و فرایندها و استاندارد ها تجدید نظر کنیم؟
به قول سهراب سپهری:
چشم ها را باید شست
جور دیگر باید دید

پیله تنهایی

دوشنبه, 27 می, 2019

در پیله تنهاییم، خلوت نمایم با خودم
یارب به فریادم برس،تنها تویی فریادرس
در کوچه های بیکسی،در وادی بیداد غم
تنها تویی داروی من،یارب به فریادم برس
این رهرو غافل زخود،درلحظه های سرخوشی
گم می کند کوی تو را،یارب به فریادم برس
ما بندگان گمرهیم، نادان به راه و بی رهیم
ما را زخود بی خود مکن،یارب به فریادم برس
از پیله من را وارهان،پروانه ای زیبا نما
راضی نما خود را زما،یارب به فریادم برس
این کرم در خود مانده را،یاری نما در پیله اش
یاری نما،کاری بکن،یارب به فریادم برس
ما عاصیان درگهیم،ما غافلان این رهیم
بی تو بسی بی ارزشیم،یارب به فریادم برس

دل نوشته 5

شنبه, 25 می, 2019

در نخستین روز ماه رمضان اولین سالی که از گرفتن روزه منع شدم،
هنگام اذان مغرب به سختی گریستم.
عزیزی مرا در آن حال دید و گفت:
سعادت در گرفتن یا نگرفتن روزه نیست،
سعادت در اطاعت خداست.
همان خدایی که به من می گوید بگیر،به تو می گوید نگیر.
عجب تکلیف سختی!
بیچاره نمی دانست که سالهاست در این امر درمانده ام و روسیاه!
آی آدم ها که به میهمانی خدا رفته اید،
واماندگان و درماندگان را فراموش نکنید.

دل نوشته 4

شنبه, 18 می, 2019

چرا خدایا؟چرا؟
چرا در دهان بعضی بندگانت به جای زبان یک مار سمی قرارداده ای که از نیش زدن سیر نمی شوند؟
دهان که باز می کنند الودگی و عفونت اطرافشان را پر می کند و تنفر و ناراحتی فضا را سنگین و غیر قابل تحمل می نماید.
خود را مدار حق می دانند و دیگران را باطل!
خود را دانای مطلق می دانند و دیگران را محتاج راهنمایی و دستور گرفتن, انهم به تلخ ترین و زشت ترین زبان ممکن!
اگر صد دعوا ایجاد شود یکسرش یکی از اینان است و طرف دیگر دعواها صد فرد مختلف!
مگر عشق و دوستی و بخشش و بزرگی چه عیبی دارد؟
خدایا یا به این بندگانت عشق عطا بفرما یا قدرت تحمل اطرافیانشان را بی نهایت کن.
زندگی اصلا ارزش این زشتی ها را ندارد

کی ام من؟

دوشنبه, 13 می, 2019

کی ام من؟ آرزو گم کرده ای حیران و سرگردان
گهی خسته،گهی شاداب،گهی خندان،گهی نالان
چی ام من؟ تشنه ای جویای آب چشمه مهر و وفاداری
گهی آهسته و گه تند و پر اشتاب ، در این راه بی پایان
که ای تو،نا امیدی از تبار عاشقان و حلقه بی مدعا یاران
چه ای تو، چشمه پاکی که بستی آب خود بر تشنگان جان
تو دور از من، من از تو دورتر ای ساحل آرامش و پاکی
کجا دانند حال ما،سبک حالان ملک مستی دنیا وبیدردان؟

دل نوشته 3

شنبه, 11 می, 2019

انشائ الله این رزومه همه ما باشد:

نام : پارسا
نام خانوادگی: یکتاپرست
شماره شناسنامه : یک جلوش تا بی نهایت صفرها!
نام پدر: خدا
نام مادر: طبیعت
محل تولد: جهان
زمان تولد: روز تولد جهان هستی
زبان : زبان عشق
دین : عشق
اخرین مدرک تحصیلی : نادانی جاویدان
شغل : خدمت به مخلوقات پدر
اشنایی با رایانه: همیشه متصل به دانش بشری (اینترنت بدون فیلتر!)
سرگرمی : جستجوی دانش (پویندگی حقیقت)

یاد تو

دوشنبه, 6 می, 2019

نرود یاد تو از خاطر من
لحظه ای یا که دمی در شب و روز
نروی اما صد افسوس که من
نتوانم که کمی سرد کنم اتش و سوز
دل من پر از حکایت و ولی صدام درنمیاد
اب میشه برف دلم ,زیر افتاب تموز
شعله ای از اتش جان می نویسم من کنون
اتشی که یاد تو , می فروزد پر ز سوز