بایگانی: ‘شخصی’

دل نوشته 29

شنبه, 16 نوامبر, 2019

بزرگی گفته:
کوچکتر که بودیم،ایمانمان بزرگتر بود!
بادبادک می ساختیم و نمی ترسیدیم که باد نباشد.
اکنون ما را چه شده که محتاط و بی برنامه و بی عمل شده ایم،
و همه در انتظار دستی و مددی از غیب که گرفتاری هایمان را حل و فصل کند؟!
إِنَّ اللهَ لاَ یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ

دشمنت کیست؟

دوشنبه, 11 نوامبر, 2019

دشمن تو در درونت خانه دارد ای عزیز
او درون دل تو را مشغول نموده ای عزیز
وارهان خود را ازاین شیطان قلبت وانگهی
عاشقی را پیشه کن، مهمان قلبت ای عزیز
عاشقی مرهم بود بر زخم دل های پریش
گل نماید خار زخم دشمنان را، ای عزیز
دشمنی با خود بسی اندوه و پژمان آورد
عاشقی آرامش و شادی بیارد، ای عزیز
پاک کن زنگار دل از کین و بغض دیگران
این دو روز زندگی بر این نیرزد ای عزیز

دل نوشته 28

شنبه, 9 نوامبر, 2019

رهبر قوی،مردم را ضعیف بار می آورد،
مردم قوی،احتیاج به رهبر ندارند.
“زاپاتا”
مردم قوی نیاز به خادمینی قوی دارند.
مردمی قوی با خادمینی قوی،کشوری آباد می سازند

برگرد!

دوشنبه, 4 نوامبر, 2019

ای صفای این دل گمکرده راه خود به دنیا،برگرد
یادگار پاکی ایام همراهی های عصر کودکی،برگرد
تو در این راه مه آلود دائما بیراهه ها را تجربه کردی
مهربانی بهر ما آذین نموده خانه خود، سوی حق برگرد
ما از او خسته ولی او مهربان و منتظر، چشم در راه است
ای گریزان از خود و از رحمت بی حدحق،سوی خدا برگرد

دل نوشته 27

شنبه, 2 نوامبر, 2019

عزیز الدین نسفی در مقدمه کتاب “انسان کامل” می نویسد:
“ای درویش! به یقین بدان که بیشتر آدمیان صورت آدمی دارند و معنی آدمی ندارند،و به حقیقت خر و گاو و گرگ و پلنگ و مار و کژدمند و باید که ترا هیچ شک نباشد که چنین است.
در هر شهری چند کسی باشند که صورت و معنی آدمی دارند و باقی همه صورت دارند و معنی ندارند.
بدان که انسان کامل آن است که او را چهار چیز به کمال باشد: اقوال نیک و افعال نیک و اخلاق نیک و معارف.”
و ببینید که این سخنان چقدر به رهنمودهای کوتاه زرتشت در راه زندگی نزدیک است:
پندار نیک،گفتار نیک و رفتار نیک.
و این هم یکی دیگر از نشانه های این است که همه مذاهب الهی تنها و تنها یک خدا دارند و بس.
حال که همه ما بندگان یک خداییم،چرا برای رضای این خدای واحد یکدیگر را نابود می کنیم و می کشیم؟!
باز هم عزیزالدین نسفی می نویسد:
“ای درویش، رحمت خدای عام است جملۀ موجودات را، و رحمت انبیا عام است جملۀ آدمیان را، و
رحمت اولیا عام است جملۀ طالبان را. دعوت انبیا این بود، جمله یک سخن بودند و جمله تصدیق
یکدیگر کردند و این سخن هرگز منسوخ نشود.

کجا رفتی؟

دوشنبه, 28 اکتبر, 2019

ای ساکن جان من آخر به کجا رفتی
در خانه نهان گشتی یا سوی هوا رفتی
چون عهد دلم دیدی از عهد بگردیدی
چون مرغ بپریدی ای دوست کجا رفتی
در روح نظر کردی چون روح سفر کردی
از خلق حذر کردی وز خلق جدا رفتی
رفتی تو بدین زودی تو باد صبا بودی
ماننده بوی گل با باد صبا رفتی
نی باد صبا بودی نی مرغ هوا بودی
از نور خدا بودی در نور خدا رفتی
ای خواجه این خانه چون شمع در این خانه
وز ننگ چنین خانه بر سقف سما رفتی

دل نوشته 26

شنبه, 26 اکتبر, 2019

قران کریم :
وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ

عبادت خدا یعنی چه؟
عزیزالدین نسفی می گوید:
ای درویش! خدای میفرماید که من جنّ و انس را نیافریدم الّا از جهت آن تا مرا بپرستند.
و گفت خدای خلاف نباشد. پس بیقین بدان که هر که هر چیز را که میپرستد، خدای را میپرستد و امکان ندارد که کسی بغیر خدای چیزی دیگر را تواند پرستید. و این سخن بغایت خوب است؛ هر که دریابد، کارهای دشوار بر وی آسان شود و درهای علم بر وی گشوده گردد و با خلق عالم صلح کند و از اعتراض و انکار آزاد آید.
اما زیبا تر از آن راهنمایی معصوم است:
امام جعفر صادق(ع) :
تخلقوا بأخلاق الله

چه مقصود؟

دوشنبه, 21 اکتبر, 2019

منم مجنون و سرگردان، به همراه سری انباشته از اوهام
به گرد خود همی گردم،بسی خسته تن و نالان از این ایام
در این وادی پر رنج و فسون و این خراباتی که یکباره مرا آورد
به سختی ها و ذلتها رهایم کرد، غریب و بی کس و تنها و بی فرجام
چه تنها و غریبم من،چه رسوا و پر از اندوه و ناکامی و نادانی
در این دنیای پوشالی و توخالی، میان مردمی بیرحم و خون آشام
همه بدرنگ و بد کردار، به دنبال متاعی تلخ و بیمقدار
همه مشغول با اصنام،همه مسخ و روان در راه پر ابهام
دمی ممکن نشد شادی، مگر با غفلت و مزدوری وخواری
چو گشتم خسته از دنیا،به عقبایم نمود آنگه مرا اعزام
که تازه وقت سنجش بهر اعمال و سخنهایت در آن دنیاست
اگر راضی شود قاضی ، شوی در جنت و سامان ما اطعام
وگرنه،وای بر هربی نوا فردی که ناراضی است از اوقاضی
به دوزخ می سپارندش، سرایی ناخوشایند و پر از آلام
نه پرسیدی که می آیی در این دنیا،نه بردی با اجازه کس
خدا را راست گو با من،چه مقصود است از این اقدام؟