بایگانی: ‘شخصی’

نقد و تحلیل جباریت

یکشنبه, 14 جولای, 2019

به شهادت تاریخ و شواهد بیشمار،یهودیان مردمی طماع و پولدوست و سرمایه طلب هستند که با همین حربه سعی بر ایجاد شبکه های گسترده اقتصادی،اجتماعی به منظور تسلط و رهبری دنیا دارند و تا بحال نیز به نظر می رسد در کشورهایی در آمریکای شمالی و اروپا و حتی بعضی از کشورهای عربی مسلمان نیز به این مهم دست یافته اند.
لذا یافتن کتابی از یک نویسنده یهودی که بسیار دقیق و موشکافانه به تحلیل و بررسی استبداد فردی و دولتی و حکومتی بپردازد و در طول زندگی خود نیز عملا از اینگونه موارد تبری جسته باشد،برایم بسیار جالب توجه بود و یک بار دیگر به من ثابت شد هر قاعده ای،استثنایی هم می تواند داشته باشد!
نام این نویسنده “مانس اشپربر” می باشد و کتاب مورد نظر من که تالیف ایشان است نیز”نقد و تحلیل جباریت” نام دارد که در ایران دو نفر آن را ترجمه کرده اند: “آقای کریم قصیم” و “آقای دکتر علی صاحبی”.
هردو متن را مطالعه کردم و با وجود اینکه این کتاب در نقد حکومت های مستبد رایش سوم در آلمان و نظام کمونیستی شوروی زمان استالین نوشته شده است،اما دیدم مطالب آن برای عصر و زمانه کنونی نیز جاری است و قابل قبول است.
نگاهی به روند شکل گیری قدرت در کشورهایی همچون ترکیه و مصر و…..گواه من بر این ادعاست.
احساس نمودم خلاصه کردن مطالب این کتاب و تقدیم آن به ساکنان و مهمانان معبد نوعدوستی لازم و مفید می باشد. پس مبادرت به این امر نمودم و از هفته آینده خلاصه مطالب گردآوری شده را به تدریج تقدیم خواهم نمود.امیدوارم برای شما هم خواندنی و مفید فایده باشد.

دل نوشته 10

شنبه, 6 جولای, 2019

به قول ماهی سیاه کوچولوی صمد بهرنگی:
مرگ خیلی آسان می تواند الان به سراغ من بیاید ، اما من تا می توانم زندگی کنم نباید به پیشواز مرگ بروم. البته اگر یک وقتی ناچار با مرگ روبرو شدم – که می شوم – مهم نیست ، مهم این است که زندگی یا مرگ من چه اثری در زندگی دیگران داشته باشد.
کاملا با او موافقم.
تا نیرو داریم باید سعی کنیم به حال دنیا مفید باشیم و چون پیر و ناتوان شدیم، مهم نیست . فقط باید سعی کنیم ناراحتی و زیانی برای دیگران نداشته باشیم.
آخر زندگی فقط عشق است و بس

من و تو

دوشنبه, 1 جولای, 2019

تو همه صفا و وفا و یکرنگی
بی نصیبم ولی از این الطاف
تو لطیف و سبک چون شبنم
لیک من بی نصیب از این اوصاف
هیچ اندیشه از غمم داری؟
اخر ای سنگدل،کمی انصاف
یادی از عاشقت نما و کن شادم
ذره ای،نه بیش و پر اصراف
سکه قلب من شده خونین
پاک کن این سکه را، بهین صراف
من در آرزوی تو، بس مشتاق
لیک منزل نموده ای در قاف

دل نوشته 9

شنبه, 22 ژوئن, 2019

در طول تاریخ بشریت،
خیلی تدریجی و نامحسوس و ذره ذره،
زن ها تبدیل شده اند به موجوداتی درجه دو و حقیر و ذلیل و نیازمند حمایت،
و مردان تبدیل شده اند به موجوداتی حریص و کلاهبردار و دست در جیب دیگری.
البته در هردو مورد استثناعاتی هم هست،اما غالبا این چنین است.
انسانیت روز به روز کمتر و فراموش شده تر می گردد.
بدا به حال انسان!
“ان الانسان لفی خسر”

دل نوشته 8

شنبه, 15 ژوئن, 2019

چقدر این نوشته به دلم نشست:
مدیران زیر پای کارکنان آتش به پا می کنند ،
ولی رهبران در دل کارکنان آتش به پا می کنند.

قبلا هم در جایی خوانده بودم:
رهبران خانه ای می سازند و بعد به دنبال ساخت خانه بعدی می روند ،
اما مدیران در آن خانه ساکن می شوند و نهایت کارشان فعالیت برای سرپا نگهداشتن آن خانه است.

حال عارفان

دوشنبه, 10 ژوئن, 2019

عارفان در بند نان و نان نیند
فکر عزت پیش این و آن نیند
نزد سبحان کسب عزت می کنند
عاشق جاه و مقام خود نیند
اندرین دالان تودرتوی دنیایی گمند
عاشقند و فکر این دنیا نیند
شوقشان گمنامی و آزادگی است
سرخوش از تعریف این و آن نیند
قیل و قال دیگران بی فایده است
در سکوتند و ز خود غافل نیند

دل نوشته 7

شنبه, 8 ژوئن, 2019

تمامی جنگ های دنیا “شخصی” هستند. بین یک نفر یا یک دسته با یک نفر یا یک دسته دیگر برای حاکم کردن مطلوبیت های خود بر دیگری و نهایتا اگر بتوانند، بر جهان.
اما این میان مردم ،بخصوص مردم ضعیف و بی پناهند که فدا می شوند و از بین می روند.
کاری که هیچ حیوانی با همنوعش نمی کند و با حیوانات دیگر هم تنها تا حد رفع گرسنگی انجام می دهد.
آنچه که خبرنگاران و راویان می گویند – و بعدها نام “تاریخ” به خود می گیرند – با آنچه که واقعیت دارد، زمین تا آسمان تفاوت دارد.
“بای ذنب قتلت”
خدایا،حکمتش چیست واقعا؟

دل نوشته 6

شنبه, 1 ژوئن, 2019

عجب زمانه بدی شده!
پیامبر عزیز ما میفرماید: من از فقر امتم بیمی ندارم. ترس من از سوئ مدیریت است.
مدیری را برمی داریم و در توجیه کار خود می گوییم: او فلان کار را نکرد و بهمان کار را انجام داد و در کمال تعجب مشاهده می کنیم که مدیر تازه منصوب شده ،همان روش و کار مدیریت قبلی را ادامه می دهد. دعوا فقط سر آدم های خودی و غیرخودی است!
وقت آن نرسیده که از تجربیات گذشته درس بیاموزیم و در روش ها و فرایندها و استاندارد ها تجدید نظر کنیم؟
به قول سهراب سپهری:
چشم ها را باید شست
جور دیگر باید دید