بایگانی: ‘شخصی’

وقت آن رسیده که…… 5

شنبه, 22 جولای, 2017

وقت آن نرسیده که بشریت را به ظهور برسانیم و متجلی اش کنیم و یک انسان مطلوب الهی را به جهان معرفی کنیم؟
ماییم که اصل شادی و کان غمیم
سرمایه دادیم و نهاد ستمیم
پستیم و بلندیم و کمالیم و کمیم
آیینه زنگ خورده و جام جمیم
انتخاب با خود ماست و مسئول هرچه پیش آمده و خواهد آمد،خودمانیم.
اگر ایرانی این را نتواند،هیچکس دیگر در جهان از عهده این مهم برنمی آید.
تاریخ گواهی می دهد که مردم سایر جهان،یا یکسره بنده مادیات هستند و یا در اندیشه روحانیت و معنویت محض. تنها ایرانی است که گاهی این است و گاهی آن! چرا در لحظه ،هردو نباشیم؟!
این تکلیف ماست و ما این را به جهان مدیونیم. به خود آییم تا بتوانیم دنیا را به خود آوریم!

وقت آن رسیده که…… 4

شنبه, 15 جولای, 2017

از فرافکنی دست برداریم و به اصلاح خود بپردازیم.امید از هرکس و هرچه غیر از خداوند بزرگ ببریم و به درون خود سفر کنیم و آن را پالایش نماییم،و پس از آن است که می توانیم به اصلاح دیگران مشغول شویم ،در غیر اینصورت صلاحیت انجام این کار را نداریم و تنها افرادی بهانه جو و طفیلی جامعه خواهیم بود. هرچه هست در درون خود ماست. این تویی که باید تصمیم بگیری درونت را منزلگاه خدا کنی یا پناهگاه ابلیس درونت شوی.
به خدا پناه ببر و با سلاح عشق به جنگ جداییها و نفرت ها برو.
نیکی و بدی که در نهاد بشر است
شادی و غمی که در قضا و قدر است
با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل
چرخ از تو هزار بار بی چاره تر است

وقت آن رسیده که….. 2

شنبه, 1 جولای, 2017

ایرانی عارف بود و یزدان پرست،
ایرانی دروغ را بسیار ناخوش می دانست و مادر همه پلیدی ها،راه فقط یکی بود و آنهم راه راستی،
ایرانی آب را هدر نمی داد و آلوده نمی کرد،
درخت و طبیعت وجودی مقدس برای ایرانی بود،
ایرانی تقویت نیروی بدنی و نیروی اندیشه را دو رکن اصلی انسانیت خود می دانست،
ایرانی آبادگر بود و کار و تلاش را عبادت یزدان پاک می دانست،
ایرانی مهربان بود و مهمان نواز و گشاده رو،
ایرانی هنرمند بود و هنردوست،لطیف و خشن نواز،
ایرانی ضحاک کش بود و ظالم ستیز،
ایرانی دادگستر بود و همنوع نواز و مدافع مظلومین،
ایرانی آباد کننده زمین بود و پیامبر رفاه و سعادت بشریت،
ایرانی عامل تحول و تربیت همه وحشیانی بود که به سرزمینش حمله کردند و به ظاهر مغلوبش کردند،
ایرانی شهره بود در عالم به آدمیت و نگین حلقه بشریت .
آیا تاریخ گواه این ادعا ها نیست؟
پس چرا اکنون اینگونه نیستیم؟

عید فطر مبارک

دوشنبه, 26 ژوئن, 2017

من كه خود دانم كه بس ناقابل است         تو پذيرا باش كه از سوي دل است
اي خدا ماه صيام بر ما گذشت
من در اين شك كه رضايت حاصل است؟
يا كه در مهماني ماه خدا                    قلب ما چون روز اول جاهل است
بارالهي……اي خداوند كريم
گر نبخشي كل زحمت باطل است
ما همه فاني و جاويدان تويي                از سما باران رحمت نازل است
بارشي زن بر دل اين بنده ات
عيد فطر آمد ولي دل غافل است
اي خدافطريه اي هم تو فرست                   خواست اين بنده شفاي عاجل است
تو خدايي من گداي درگهت
فطريه خواهم كه اين تن سائل است

وقت آن رسیده که……. 1

شنبه, 24 ژوئن, 2017

وقت آن رسیده که دوباره متولد شویم!
سالها و قرن هاست که از خود فاصله گرفته ایم و چقدر هم زیاد.
سالها و قرن هاست که هرچه هستیم، خودمان نیستیم.
سالها و قرن ها است که مرده ایم و خود خبر نداریم!
سالها و قرن هاست که بسیار دم از خدا می زنیم و هرروز بیشتر دشمنی اش را می کنیم!
سالها و قرن ها،ایران و ایرانیان پناه جهان بودند و اکنون خود پناهجویند!
افسوس و ای بسی افسوس!

اما وقت آن نرسیده که افسوس خوردن را رها کنیم و به اصل خود بازگردیم؟
اصل ما چه بود؟
خوردن را رها کنیم و به اصل خود بازگردیم؟
اصل ما چه بود؟

مقالات 97

یکشنبه, 18 ژوئن, 2017

رابطه استقلال و آزادی 3

در جایی دیگر در “ماجرای پایان ناپذیر حافظ”،این ادیب دردمند ،چنین می نویسد که:
گویا کار دنیا از این مرحله گذشته است که نام گذاری هایی چون چپ و راست یا مذهبی و لاییک یا پارلمانی و دیکتاتوری،آن را چنانکه باید معرفی کند.حتی دموکراسی هم مفهوم عملی اطمینان بخشی ندارد.دنیا محتاج یک راه حل مجموعی است.اسم گذاری ،یک بخش را معرفی می کند و بخش دیگر را مهمل می گذارد.اگر بخواهند ، باید از الفبا، از پایه ها شروع کنند و مفاهیم را از نو معنی نمایند : عدالت،آزادی،آسایش،امنیت،شرف انسانی و…….
و خدا می داند که چقدر این برداشت ایشان از وضعیت کنونی جهان درست است!و خلاصه مدت هاست که به نظر می رسد که باید فلک را سخت شکافت و طرحی نو درانداخت.
در صورت کسب و استقرار این دو ویژگی – یعنی آزادی و استقلال – زنجیره سعادت جوامع تکمیل می شود و از پیوند این دو نمود گرانقدر(یعنی “آزادی ” و “استقلال”) بر درخت سعادت جوامع ، میوه ای شیرین به نام “حکومت مردمی” به ثمر خواهد نشست. حکومتی که به خاطر وجود این دو پادزهر گرانبها، جامعه را از هرگونه” فسادپذیری” نیز محافظت خواهد نمود و همچنین چاره ای جز پاسداری از مفاهیمی همچون عدالت،آسایش،امنیت اجتماعی ،شایسته سالاری و……نخواهد داشت، و چون این فضا بر فرهنگ یک قوم سایه اندازد،نه تنها پیشرفت اقتصادی رخ خواهد نمود بلکه گستردگی و توسعه این سایه فرهنگی بر فرهنگ دیگر اقوام و ملل امری اجتناب ناپذیر می گردد و بدون نیاز به تلاشی برای صدور این فرهنگ موفق،الگویی برای جهانیان خواهیم بود.
به هر حال با ترکیب این دو صفت در حالات و روحیات هر جامعه( استقلال و آزادی) ،” شخصیت فرهنگی” آن جامعه بصورتی متعالی جلوه خواهد نمود وهمین جاست که این”شخصیت فرهنگی” به خوبی در مقابله با “آفت های اجتماعی” که آقای دکتر اسلامی هم به آن اشاره فرموده اند، به کمکمان خواهد آمد . هم از “انحراف حکومت ها” جلوگیری خواهد نمود و هم “تغییر عقیده پی در پی عوام” را مانع خواهد شد و این موضوع بار دیگر ثابت می نماید که کار “روشنفکران دلسوخته” ،چیزی نیست جز مداومت پیوسته و جهاد دلسوزانه مستمر در میدان ارتقای فهم و فرهنگ توده مردم هر کشور.
به هرزه بی می و معشوق عمر می گذرد
بطالتم بس از امروز کار خواهم کرد
مراد و مقصود حافظ از می و معشوق، نمی دانم چه بوده است اما در این زمانه “آزادی” است و “استقلال”!

آلودگی 4

شنبه, 17 ژوئن, 2017

بد نیست به جمع بندی این بحث بپردازیم.
در طول تاریخ بشریت همیشه مردم دنیا متاثر از فرهنگ قدرت برتر روز بوده اند،مثل ایران باستان،امپراتوری روم و اکنون آمریکا.
در زمانهای گذشته این تاثیر پذیری کند و انتقال اطلاعات با تانی و در زمان طولانی بود و از طریق سفرها و نقل دیده ها در بازگشت صورت می پذیرفت.
در زمان معاصر تکنولوژِی اطلاعات و اینترنت و دنیای مجازی سرعت تبادل اطلاعات و میزان تاثیر پذیری را به نحو اعجاب انگیزی بالا برده است.
پس تاثیر پذیری فرهنگی از جوامع به اصطلاح ابرقدرت امری است با سابقه مکرر در طول حیات بشریت و در زمان معاصر با سرعت بالا،اما نکته بسیار مهم این است که این امر یکطرفه است یا دوطرفه؟
به عبارت دیگر تعامل و تبادل فرهنگی توسط صاحبان و وارثان فرهنگ های قوی نه تنها به یک ملت اعتماد به نفس و شخصیت بعنوان یک بازیگر جهانی را می دهد،بلکه باعث پدید آمدن لایه های جدید فرهنگی پیش برنده تعالی و پیشرفت همه ساکنین این کره خاکی می گردد.
با نباید ها و ایجاد موانع نمی توان جلوی دریافت اطلاعات و تاثیر پذیری فرهنگی را گرفت،بلکه باید ابتدا فرهنگ غنی خود را پالایش نموده و سپس در یک رقابت و تعامل فرهنگی به ارتقای فرهنگ دنیا(که خودمان نیز جزیی از آن می باشیم) اقدام نماییم.
اگر ما با این پیشینه قوی مذهبی و ملی خود به نقش و مسئولیت خود در حل معضلات فرهنگی کشورمان در قدم اول و سپس کمک به جهش فرهنگی بشریت ننماییم،تنها باید خود را مقصر دانسته و دلواپس عدم رضایت خداوند سبحان باشیم.

عرفان نامه 8

چهار شنبه, 14 ژوئن, 2017

عاشقی رسمی و آدابی دارد
به زلالی آب
به پاکی ابر
و به شیرینی رویا
عاشق را کاری با دنیا نیست
هرچه هست،عشق است و معشوق
عاشق اهل فریب دادن نیست
فریب که و برای چه؟
معشوق آینه دل عاشق است
عاشق جز معشوق به چیزی نمی اندیشد
این را بدان
عشق راستی است و مستی
آدم مست هرگز در پی فریب کسی نیست