بایگانی: ‘شخصی’

آخرالزمان 13

یکشنبه, 18 نوامبر, 2018

این طرح کلی در همه نوشته‌های بین‌العهدین یکسان نیست و عمومیت ندارد. در بعضی از این آثار نیروهای شیطانی بر «منجی» خروج می‌کنند و به دست او نابود می‌شوند و داوری بزرگ را او انجام می ‌دهد و اوست که بر جهان پاک شده از گناه و مرگ حکومت ابدی خواهد داشت. در برخی دیگر از این نوشته‌ها پیش از «منجی» یکی از انبیای گذشته (موسی، ارمیا و یا الیاس) ظهور می‌کند و راه را برای آمدن او هموار می‌سازد (مکّابی دوم، ۱۴:۱۵؛ حکمت یشوع بن سیراخ، ۱۰:۴۸ـ۱۱). در مکاشفات عزرا (۲۹:۷ـ۳۳) «منجی» که پادشاهی از نسل داوود است، ۴۰۰ سال حکومت خواهد کرد و همه عوامل ظلم و تباهی را برخواهد انداخت، و سرانجام در پایان دوران این جهان وی و همه خلایق خواهند مرد و پس از ۷ روز باز در روز داوری بزرگ و آغاز جهان آتی همه دوباره زنده خواهند شد (نک‍ : چارلز، ۳۴۲).
در «مکاشفات» به طور کلی زمان و جهان هستی به ۲۲ بخش تقسیم می‌شود: این جهان و زمان جاری که پر از شر و فساد و ظلم و گناه است و شیطان و عوامل او در آن پیوسته در کار و فعالیتند؛ و جهان و زمانی آتی که سراسر نور و سرور است و جاویدان و ابدی است و عدل و رحمت الهی بر آن حکومت دارد. در بعضی از این نوشته‌ها جهان آتی ادامه همین جهان است و تارخ آن در طول همین تاریخ و زمان متعارف ماست و به اصطلاح کاملاً تاریخی است، ولی در بعضی دیگر جهان آینده در عالمی دیگر و زمانی دیگر و در آن سوی تاریخ و زمان متعارف و به اصطلاح فراتاریخی است. بسیاری از محققان معاصر معتقدند که وجه اول، که در کتب عهد عتیق پیش از دوران اسارت نیز دیده می‌شود، در میان قوم یهود و در نتیجه احوال و شرایط تاریخی خاص آن قوم پدید آمده است، و وجه دوم به اقتضای همان شرایط و بر حسب نیازهای روحی برخاسته از آن، از فرجام‌شناسی ثنوی ایرانی تأثیر پذیرفته و با آن درآمیخته است (موینکل، ۲۷۱, ۲۷۷؛ گینیوبر، ۱۴۰, ۱۵۳-۱۵۴, ۱۸۰؛ و مراجعی که وی در یادداشتهای شماره ۴۲۶، ۴۷۲، ۴۷۴ و ۵۸۰ ذکر می‌کند).
از خصوصیات «مکاشفات» تقسیم طول تاریخ جهان به دوره‌های معین، و پیش‌بینی آخرالزمان یا عصر مسیحاست. در کتاب یوبیل که به «مکاشفات موسی» نیز معروف است، تاریخ جهان از آغاز آفرینش تا پایان آن به دوره‌های ۵۰ ساله و در مکاشفات عزرا معروف به عزرای چهارم (۱۱:۱۴) و زندگینامه آدم و حوا (۲۴) به ۱۲ دوره ۴۰۰ ساله تقسیم می‌شود (چارلز، ۳۴۲؛ جودائیکا، ۶/۸۷۴) و در مکاشفات خنوخ (معروف به خنوخ دوم) تاریخ عالم ۰۰۰،۶ سال است، زیرا خداوند عالم را در ۶ روز خلق کرد، و چون هر روزِ خداوند ۰۰۰،۱ سال است (مزامیر، ۴:۹۰ـ ۵) پس عمر جهان هم ۰۰۰،۶ سال خواهد بود و چون خداوند روز هفتم را «استراحت» کرد، پس قبل از آنکه عمر جهان به پایان رسد و خلق جدید و جهان باقی آغاز شود، یک دوران هزارساله صلح و داد و آرامش، که عصر حکومت مسیح در آن است طی خواهد گشت و داوری بزرگ و رستاخیز در پایان آن واقع خواهد شد (چارلز، ۳۱۵).

آخرالزمان 12

یکشنبه, 11 نوامبر, 2018

در کتابهای بین‌العهدین: در فاصله میان آخرین بخش کتاب عهد عتیق (کتاب دانیال) و ترتیب و تدوین اناجیل و رسالت عهد جدید، شماری کتب در میان یهودیان تصنیف شد که اصطلاحاً آنها را «نوشته‌های بین‌العهدین» می‌نامند. بعضی از این کتب جنبه تاریخی و داستانی دارد، برخی دیگر اندرز و سخنان حکمت‌آمیزی است که به انبیا و بزرگان زمانهای گذشته نسبت داده شده است و بعضی از آنها «مکاشفات » و پیشگوییهایی است درباره جهان و سرانجام آن. این کتابها در شمار اسفار و صحف رسمی عهد عتیق قرار ندارد، و کلیسای پروتستان نیز آنها را به رسمیت نمی‌شناسند، ول کلیسای کاتولیک و کلیسای ارتودوکس شرقی چند کتاب از این گروه را که در ترجمه قدیم یونانی عهد عتیق، معروف به ترجمه «هفتادی » و ترجمه لاتین آن آمده است، به رسمیت پذیرفته و در کتاب مقدس گنجانیده‌اند. علل رد یا قبول کتابها از طرف یهودیان و مسیحیان هرچه باشد، شک نیست که چگونگی عقاید و جهان‌بینی یهودیان در این دوره و در یکی دو قرن بعد از انهدام معبد دوم (۷۰م) به روشنی تمام منعکس است. موضوع «آخرالزمان» و آثار و علائم آن در این نوشته‌ها در حقیقت بسط و ادامه همان اشاراتی است که در بخشهای آخر عهد عتیق دیده می‌شود، با تفصیل و تنوع بیش‌تر.
از علائم آمدن «روز یهوه»، گذشته از تغییرات عظیم کیهانی، چون تاریک شدن خورشید و ماه، افتادن ستارگان از آسمان، حدوث طوفانها و زلزله‌های دهشتناک، بروز قحط و طاعون، در گرفتن جنگهای سخت با نیروهای ظلم و شر و فساد است. مهم‌ترین این وقایع هجوم سپاه یأجوج و مأجوج و فتنه مسیحای دروغین (دجّال) است که مظاهر قدرتهای شیطان‌اند. سرانجام قدرت و مشیت الهی بر قوای اهریمنی غالب می‌شود و عالمی نو که عدل و رحمت الهی بر آن حاکم است، آغاز می‌گردد. در اغلب نوشته‌های بین‌العهدین مهم‌ترین علامت پایان زمان، ظهور «منجی» است. که از او به نامهایی چون «مسیحا»، «برگزیده»، «پرهیزگار»، «پسر انسان»، «پسر خدا»، و «انسان» یاد شده است. وی وجودی است ازل، که پیش از خلق جهان، موعد ظهور او و آنجه باید بکند، معلوم و قرر بوده (خنوخ، ۱:۴۶ـ۳) و اکنون واسطه آن تحول بزرگ و تبدیل عالم شر و گناه و مرگ به عالم خیر و سعادت و سُرور ابدی، هم اوست، ولی دوران حکومت او با آغاز رستاخیز و داوری بزرگ پایان می‌پذیرد و از آن پس حکومت جاوید و بی‌زوال و بی‌منازع خداوند شروع می‌شود.

آخرالزمان 11

یکشنبه, 4 نوامبر, 2018

در میان کتابهای رسمی عهد عتیق، موضوعات مربوط به احوال آخرالزمان و ظهور منجی و رستاخیز مردگان و کیفر اعمال، از همه‌جا صریح‌تر و روشن‌تر در کتاب دانیال نبی آمده است. این کتاب در دوران سلطنت آنتیوخوس اپیفانس، فرمانروای سوریه و فلسطین (۱۷۵ـ۱۶۴ ق‌م) و در هنگامی که جامعه یهود از درون در معرض تأثیرات افکار بیگانه (یونانی و ایرانی) قرار گرفته و از بیرون گرفتار آزار و شکنجه عمال دولتی شده بود، نوشته شده و شامل پیشگوییهایی است درباره آینده جهان، ظهور پادشاهی «همجون فرزند انسان» که «با ابرهای آسمان» می‌آید، و آغاز سلطنتی جاویدان و بی‌زوال که حکومت «مقدسان حضرت اعلی» و تحقق ملکوت الهی بر روی زمین است (۴۴:۲، ۱۳:۷ـ۱۴، ۲۷). در این زمان مردگان از خاک برمی‌خیزند و براساس کتابی که همه نامها در آن ثبت است نیکوکاران و گناهکاران از هم جدا می‌شوند، و هر گروه به پاداش و کیفر شایسته خود می‌رسند (۱:۱۲ـ۴؛ نک‍ : چارلز، ۲۱۱-۲۱۲).
چنانکه ملاحظه شد، افکار وتصورات مربوط به این موضوع در کتابهای عهد عتیق به تدریج رشد و بسط یافته و «روز یهوه»، که در اصل روز انتقام خداوند از گنهکاران و پیمان‌شکنان و کافران، و هنگام استقرار حکومت یهوه بر قوم «برگزیده» خود در همین جهان بوده است، در دوره‌های بعد از زمان اسارت (دوران پراکندگی ) معنایی وسیع‌تر به خود گرفته و به یک تحول بزرگ‌ «آخر الزمانی» به معنای فرجام‌شناسیِ آن، مبدل شده است. پاداش و کیفر، دیگر خاص زندگان و «بقیه» قوم نیست، بلکه عام و کلی است و همه مردگان از آغاز تاریخ دوباره زنده می‌شوند و به داوری نهایی و به سعادت یا شقاوت ابدی می‌رسند و کسی که طلیعه‌دار این تحول بزرگ است، دیگر پادشاهی که بر بنی اسرائیل حکومت کند نیست، بلکه کسی است که دروازه‌های ملکوت الهی و عالم باقی را ــ که جز این عالم است ــ می‌گشاید.

آخرالزمان 10

یکشنبه, 28 اکتبر, 2018

در دورانی که زروبابل از جانب کورش مأمور بازگرداندن قوم یهود به اورشلیم و تعمیر شهر شده بود، زکریا او را همان فرمانروای موعود از نسل داوود می‌دانست (۴: ۶‌ ـ۷)، و اشعیاء دوم کورش را «مسیح» یا فرمانروایی می‌شمرد که از جانب خدا تعیین شده است تا قوم را از اسارت نجات دهد و مقدمات حکومت الهی را فراهم سازد (اشعیا ۴۴: ۲۸ و ۴۵: ۱). در کتاب ملاکی که ظاهراً در سده ۵ ق‌م نوشته شده، موضوع «آخر الزمان» به معنای فرجام‌شناسی آن شکل روشن‌تری به خود گرفته است. پیش از اینکه «روز عظیم و مهیب خداوند» فرا رسد، ایلیا (الیاس) نبی، که به آسمان صعود کرده و در آنجا زنده است، ظهور خواهد کرد، خداوند در معبد خود فرود خواهد آمد، داوری بزرگ برپا خواهد شد و همه کافران و گنهکاران به پاداش اعمال خود خواهند رسید (ملاکی، ۳: ۱ـ ۶ و ۵:۴). در کتاب زکریای دوم، که ۶ باب آخر کتاب زکریاست، از آمدن منجی موعود یا پادشاه عادلی که سوار بر دراز گوشی، پیروزمندانه، به اورشلیم وارد خواهد شد و سلطنت او از دریا تا دریا و تا اقصای زمین خواهد بود مژده داده شده است (۹:۹ـ۱۰)، و هنگامی که «روز خداوند» بیاید تغییرات بزرگ کیهانی روی خواهد داد: خورشید و ستارگان تاریک خواهند شد، شب روشن خواهد گشت، «آبهای زنده اورشلیم جاری خواهد شد، که نصف آنها به سوی دریای شرقی و نصف دیگر آنها به سوی دریای غربی خواهد رفت… و یهوه بر تمامی زمین پادشاه خواهد بود« (۸:۱۴). در کتاب اشعیاء دوم، «روز خداوند» هنگامی است که سیر تاریخ جهان به نقطه غایت و کمال خود می‌رسد و «خلقی جدید» آغاز می‌شود که همگانی است و خاص بنی‌اسرائیل نیست (۱۷:۴۱ـ۲۰ و ۵:۴۲ ـ۷ و ۱:۴۳ و ۸:۴۵). حرکت و جریان تاریخ طبق طرحی پیش می‌رود که خداوند از آغاز آفرینش آن را معین و مقرر کرده و تا پایان زمان سیر و حرکت آن ادامه دارد (۲۲:۴۱، ۲۳ و ۸:۴۲ ـ۹ و ۸:۴۶ ـ۱۳). کسی که به اتمام این طرح و رساندن آن به نقطه پایان مأمور است «عبد یهوه » نام دارد، و اوست که باید با تحمل رنجها و بلاهای مداوم و گوناگون گناهان بنی‌آدم را بر جان خود بخرد و عالم هستی را از ظلم و گناه و فساد پاک سازد و دوران جدید را آغاز کند (۱۳:۵۲ و ۱۲:۵۳). در کتاب اشعیاء سوم از داوری نهایی خداوند و آتش خاموشی ناپذیری که همه گناهکاران را فرو خواهد سوخت و از خلق آسمانهای جدید و زمین جدید (۲:۶۶ـ۲ـ۲۴) و از شکوه و جلال اورشلیم جدید و سُرور و شادی همه مردم جهان در آنجا، سخن رفته است (۶۰:۱۲ ـ۶۲ و ۱۷:۶۵ـ ۲۵). در بخش میانی کتاب اشعیا (۱:۲۴ و ۱۳:۲۷) که به «مکاشفات اشعیا‌» معروف است (ابواب ۵۶ تا ۲۴:۶۶) و به دوره‌‌های متأخر (سده ۳ یا ۲ ق‌م) تعلق دارد، از انهدام جهان در آخرالزمان، رستخیز مردگان و پاداش اعمال خبر داده شده است.

آخرالزمان 9

یکشنبه, 21 اکتبر, 2018

دوران بعد از اسارت: نبوکد نصر، پادشاه بابل (۶۰۵ ـ۵۶۲۲ ق‌م) چند بار بر اورشلیم حمله‌ور شد و شهر را غارت و معبد را که از زمان سلیمان مرکز حیات دینی و اجتماعی بنی‌اسرائیل بود، ‌ویران کرد و اکثریت آن قوم را اسیر کرده به بابل برد. این دوران تا ۵۳۹ق‌م که کورش هخامنشی بابل را فتح کرد ادامه داشت. در این سال کورش بنی‌اسرائیل را به اورشلیم بازگرداند و فرمان داد تا خرابیهای شهر را مرمت و معبد را تجدید بنا کنند. در دوران هخامنشیان و تحت حمایت آنان، اورشلیم دوباره آباد گشت و در زمان نحمیا (سده ۵ ق‌م) به دور شهر حصاری محکم کشیده شد.
در کتابهای این دوره، چون کتاب حزقیال نبی و بخشهایی از کتاب اشعیا که به «اشعیاءِ دوم» (اشعیا، ۴۰: ۱ و ۵۵: ۱۳۳) و «اشعیاءِ سوم» (اشعیا ، ۵۶: ۱ و ۶۶: ۲۴) معروف است، کتاب زکریا، حزقیال، دانیال و چند کتاب دیگر، مصیبتها و بلاهایی که از بابلیان بر قوم بنی‌اسرائیل رسید و خواری و ذلتی که در دوران اسارت تحمل کردند، همگی کیفر الهی و پاداش گناهان آنان به شمار آمده و آنچه غایت آرزو و انتظار آنان است بازگشت به اورشلیم، تجدید بنای معبد، ظهور فرمانروایی از نسل داوود و تحقق وعده خداوند در سرزمین موعود است «با قلبی نو و روحی نو، پاک شده از گناه» (حزقیال، ۱۱: ۱۷ـ۲۰ و ۳۴: ۱۱ـ۲۴ و ۳۶: ۱ـ ۳۸ و ۴۰: ۱ـ ۴۸).
از پیشگوییهای حزقیال حمله «جوج» (یأجوج) از سرزمین مأجوج است بر بنی اسرائیل، پس از استقرار ایشان در اورشلیم، که خداوند وی و سپاهیانش را نابود خواهد کرد و از آن پس هیچ قدرت دیگری هرگز بر این قوم غالب نخواهد شد

آخر الزمان 8

یکشنبه, 14 اکتبر, 2018

در کتاب هوشع، معاصر عاموس، و بعضی دیگر از کتابهای عهد عتیق که کلاً به دوران قبل از اسارت (۵۹۷ ق‌م) تعلق دارند (چون میکاه، ناحوم، ارمیا و بخشهایی از اشعیا) نیز این گونه انذارات و وعیدها دیده می‌شود. در بخشهایی از کتاب اشعیا که انتساب آنها به اشعیاء نبی (سده هشتم ق‌م) کمتر مورد تردید است، هنگامی که «روز خداوند» فرا رسد همه عاصیان و گنهکاران ــ از یهود و غیریهود ــ نابود خواهند شد (۲۹: ۶ ـ۷). ولی در عین حال، گروهی که مؤمن و درستکارند (و اشعیا آنان را «بقیه اسرائیل» و «بقیه یعقوب» و «بقیه قوم خداوند» می‌خواند)، سرانجام مشمول رأفت و عنایت الهی خواهند شد و به سوی خدای خویش باز خواهد گشت (۱۰: ۲۱ـ۲۲، ۱۲: ۱ـ۶، ۲۸: ۵ ـ۶). پادشاهی از نسل یسّی (پدر داوود) که «روح خداوند بر او قرار گرفته» و حکیم و خداترس است، ظهور خواهد کرد و جهان را از عدل و خیر و برکت پرخواهد ساخت چنانکه «گرگ با بره سکونت خواهد داشت و پلنگ با بزغاله خواهد خوابید» (۱۱: ۱ـ ۸)؛ کوران بینا، کران شنوا، و گنگان گویا و لنگان خرامان خواهند شد (۳۵: ۵‌ ـ۶).
در کتاب هوشع و میکاه، که هر دو از معاصران اشعیاء بودند نیز از فرا رسیدن این روز و صلح و سعادت بی‌پایانی که پس از آن خواهد بود، سخن رفته است (هوشع، ۲: ۲۰ـ ۲۵) و از آمدن پادشاهی عادل که «طلوعهای او از قدیم و ایام ازل» بوده، خبر داده شده است (میکاه، ۵ ۲ـ۶).
یک قرن بعد، در اواخر سده ۷۷ ق‌م صفنیا و ارمیا و ناحوم از رسیدن «روز خداوند» و نزول آتش غضب الهی بر جهانِ سرشار از گناه و ظلم و فساد خبر می‌دهند و صفنیا و ارمیا «روز بزرگ خداوند» را بسیار نزدیک می‌بینند. در کتابهای این انبیا نیز گروهی که از گناه و عصیان بر کنار بوده‌اند، فرقه ناجیه به شمار آمده‌اند و ارمیا، چون اشعیا و میکاه، از ظهور پاشاهی از نسل داوود که عدل الهی را در جهان جاری خواهد کرد، خبر می‌دهد (ارمیا، ۲۳: ۵ ـ۶).
در این کتابها که به دوران پیش از اسارت تعلق دارند «روز خداوند» پایان جهان نیست و سخنی از رستاخیز آخرالزمانی و پاداش و کیفر اخروی به میان نمی‌آید. قهر و غضب الهی و «روز خداوند» در همین جهان است و عاصیان بنی‌اسرائیل و دشمنان آن قوم را در بر می‌گیرد و پادشاهی که ظهور خواهد کرد، عدل و اراده خداوند را از لحاظ مصالح قوم یهود برپا خواهد ساخت و عهدی را که در طور سینا بسته شده بود، دوباره تجدید خواهد کرد.

آخرالزمان 7

یکشنبه, 7 اکتبر, 2018

در دین یهود
دوران قبل از اسارت: تصور «آخر الزمان»، به معنی پایان دوران جهان و پیوستن آن به قیامت کبری، در بین قوم یهود از سده‌های دوم و سوم قبل از میلاد پیدا شده است. پیش از این زمان بنی‌اسرائیل که خود را قوم برگزیده خداوند می‌دانستند، در انتظار دورانی بودند که در آن وعده الهی تحقق یابد، و خداوند قوم برگزیده خود را در «سرزمین موعود» مستقر، و دشمنان آن را نابود کند، و عدل و احسان خود را بر سراسر جهان بگستراند.در دوره‌های بعد از حکومت داوود و سلیمان، که این قوم از لحاظ اجتماعی دجار پریشانی و تفرقه و از لحاظ دینی و اخلاقی گرفتار فساد و انحطاط شده و گرایش به شرکت و الحاد در میان آنان شدت گرفته بود، غایت این آرزو و انتظار بازگشت قدرت و وحدت و خلوص دوران گذشته بود و انتظارِ زمانی می‌رفت که خداوند بار دیگر پیشوایی همچون موسی و یوشع و داوود و سلیمان در میان ایشان ظاهر سازد تا بدکاران و مفسدان را کیفر دهد و قوم را از تیره‌بختی و خواری «نجات» بخشد.
عاموس نبی (سده ۸۸ ق‌م) که سخنانش بیش‌تر انذار و تحذیر است، از رسیدن این زمان سخن گفته و از آن به نام «روز خداوند» (یوم یهوه) یاد کرده است، ولی این روز، روز انتقام الهی است و روزی است که خداوند بنی اسرائیل را به جرم تبهکاریها و گناهانی که مرتکب شده‌اند کیفر خواهد داد: «وای بر شما که مشتاق روز خداوند می‌باشید. روز خداوند برای شما چه خواهد بود؟ تاریکی، و نه روشنایی؛ ظلمت غلیظی که در آن هیچ درخشندگی نباشد» .
ولی سخنان عاموس همگی تهدید و انذار نیست، بلکه برای بنی‌اسرائیل، بعد از آنکه کیفر گناهان و بد عهدیهای خود را دیدند، روز سعادت و خیر نیز پیش‌بینی می‌کند: «لیکن خداوند می‌گوید که خاندان یعقوب را بالکل هلاک نخواهم ساخت. در آن روز خیمه داوود را که افتاده است، برپا خواهم نمود، و بار دیگر از زمینی که به ایشان داده‌ام کنده نخواهند شد».

آخرالزمان 6

یکشنبه, 30 سپتامبر, 2018

آنچه درباره‌ فقدان فلسفه تاریخ در آثار اکثر علمای قدیم اسلام گفته شد، به این معنی نیست که در هیچ‌یک از متون قدیمی مسلمانان مجال چنین استنباطی نیست. در پاره‌ای از متون به تعبیراتی درباره آینده جوامع بشری بر می‌خوریم که فهمیدن آنها به صورت فلسفه تاریخ مناسب‌تر از فهمیدن آنها به صورت نوعی پیشگویی به نظر می‌آید. در رسایل اخوان الصفا چنین آمده است: ظهور دولت در میان بعضی از مردم و امتها و افزایش قدرت برخی از پادشاهان و خروج بعضی از شورشگران و تجدید ولایات در حوزه ملک و حوادث دیگری از این‌گونه، در جهت صلاح شأن جهان و رساندن آن به ترقی و کمال است. نیز هر چند عوامل تباهی مانند جنگها و فتنه‌ها و غارتگریها، در میان می‌آیند و در نتیجه آنها برخی شهرها ویران می‌گردند و رشد و رونق بعضی اقوام از میان می‌رود، سرانجامِ همه آنها به سوی صلاح و بهبود است (۳/۲۶۴).
ابن خلدون نیز از جمله کسانی است که در مقدمه خود به نوعی فلسفه تاریخ قائل شده است. کلیات عقاید مربوط به آخرالزمان از جمله مطالبی است که تقریباً در میان همه فرقه‌های بزرگ اسلام پذیرفته شده است، ولی اینکه آیا تحولات آخرالزمان با ظهور مهدی موعود پدیدار خواهد شد نیز اینکه مهدی موعود چه کسی است، مورد اختلاف است.