کلید توسعه ایران 9

23 اکتبر , 2019

وطن چیست؟
قراردادی در یک مرز مکانی است.ایران ما تاکنون چقدر قبض و بسط پیدا کرده است؟ یک روز بزرگ بوده و یک روز کوچک. اصلا وطن چیست؟
یک عده ما را به جهان وطنی دعوت می کنند.جهان وطن ما باشد.ولی جهان چیست؟ جهان هم به همان اندازه وطن می تواند موهوم باشد. جهان واقعا چیست و از چه تشکیل شده است؟از چه آدم هایی درست شده؟آیا آدمهای بد هم اهل جهانند یا تنها آدمهای خوب اهالی آن هستند؟آیا جهان امری فیزیکی است؟ اگر فیزیکی است آیا شامل زمین است یا شامل منظومه شمسی یا کل هستی؟جهان وطن در کدام یک از این جهان ها قرار دارد؟
هویت ما انسان ها سطوحی دارد و اگر دایره ای نگاه کنید،هویت ها دایره در دایره در هم قرار گرفته اند.مثلا ما یک هویت شخصی داریم،من آدمی هستم خاص. هویت جنسی داریم،هرکسی مرد است یا زن.بعد دایره بزرگتر،هویت خانوادگی و بعد هویت قومی،من ترکم،تو کردی،او عرب است. و هویت ملی هم همینطور.وقتی در خارج باشید،مزه هویت ملی را می فهمید.گاه دلت می خواهد کسی پیدا شود با او فارسی صحبت کنی. این هم بخشی از هویت من است.
آن هایی که دم از جهان وطنی می زنند،مسئله مهمی را مطرح می کنند.اگر در جهان وطنی انحصار طلب نشوند،حرفشان خوب است. اگر بگویند وطن و جهان در کنار هم،سخن بجایی است.ما امروزه بیش از هر زمانی به هویت جهانی نیاز داریم،چون بیش از هر زمانی ضرورت این هویت مطرح شده و تعصبات ملی آسیب زایند.همانطور که هویت قومی در حد قومیت قومی آسیب زاست و همانطور که هویت جنسی من هم باید در منطقه خودش قرار داشته باشد

تصویر نوشته 138

22 اکتبر , 2019

چه مقصود؟

21 اکتبر , 2019

منم مجنون و سرگردان، به همراه سری انباشته از اوهام
به گرد خود همی گردم،بسی خسته تن و نالان از این ایام
در این وادی پر رنج و فسون و این خراباتی که یکباره مرا آورد
به سختی ها و ذلتها رهایم کرد، غریب و بی کس و تنها و بی فرجام
چه تنها و غریبم من،چه رسوا و پر از اندوه و ناکامی و نادانی
در این دنیای پوشالی و توخالی، میان مردمی بیرحم و خون آشام
همه بدرنگ و بد کردار، به دنبال متاعی تلخ و بیمقدار
همه مشغول با اصنام،همه مسخ و روان در راه پر ابهام
دمی ممکن نشد شادی، مگر با غفلت و مزدوری وخواری
چو گشتم خسته از دنیا،به عقبایم نمود آنگه مرا اعزام
که تازه وقت سنجش بهر اعمال و سخنهایت در آن دنیاست
اگر راضی شود قاضی ، شوی در جنت و سامان ما اطعام
وگرنه،وای بر هربی نوا فردی که ناراضی است از اوقاضی
به دوزخ می سپارندش، سرایی ناخوشایند و پر از آلام
نه پرسیدی که می آیی در این دنیا،نه بردی با اجازه کس
خدا را راست گو با من،چه مقصود است از این اقدام؟

نقد و تحلیل جباریت 15

20 اکتبر , 2019

فرد مبتلا به “هراس اجتماعی” موضوعي براي عشق ورزيدن ندارد .
عشق به نوع بشريت، دوست يا آشنا و حتي نسبت به خويشتن در نظر چنين فردي موضوعيت ندارد و تمام نيرويي كه در دعوت به عشق و محبت وهرگونه پذيرش مثبت نهفته است، در وجود او صرف جست وجوي قدرت مي شود. سرچشمة پويايي و حركت اين قدرت نيز تلاش بي وقفة او در انكارو نفي ضعف و ناتواني است.حتي ترك تازي ديوانه وار او پس از كسب قدرت نيز نمي تواند به اين حالت پايان دهد . به همين خاطر مرگ را در هر شرايط و زماني زودهنگام محسوب مي كند، چرا كه حس مي كند هنوز به غايتش دست نيافته است.
در پيشگاه خداوند، انسان تنها يك مخلوق است . اما از ديدگاه ديگران وجود هر فرد به معناي حضور يك كانون مقاومت است . زماني كه انسان ها خود را غايت تلقّي و مقاومت كنند تا آلت دست ديگري قرار نگيرند، فرد قدرت طلبي كه اسير هراس پرخاش گرانه است با مقاومت و مانع غيرقابل عبور روبرو خواهد شد . كسي كه تشنة احترام و اعتبار و خواهان مرتبه ومقام است، همواره محتاج ديگران است، حتي اگر مجبور باشد همان شأن ومقام دلخواهش را هم به پاي آنان بريزد . چنين فردي براي رسيدن به منظور خود بايستي به ديگران احترام گذاشته و شأن آن ها را نگه دارد، چرا كه اگر آن ها را يكسره تحقير كند، در واقع اعتبار و مقبوليتي كه از آن ها نيزانتظار دارد حقير شمرده است . بدين خاصر است كه او پس از طي كردن پله هايي از نردبان ترقّي درصدد احترام گزاردن به افرادي است كه او را محترم مي شمارند و در اين جا بر مبناي اصل”از ندا آید به سوی ما صدا”عمل مي كند.

دل نوشته 25

19 اکتبر , 2019

علی یار در فیلم شیر سنگی در دل نیمه شب بالای مزار مرادش زمزمه می کند که:
هیچی سر جایش نیست آقا!
مردم دروغ را مثل راست حرف می زنند،
نه دشمنت معلومه ،نه رفیقت.
چه می شه کرد آقا؟
دل میگه یک جور،عقل میگه یک جور،آخه آدم به کدام گوش کنه آقا؟
می شه نشست و هیچ نگفت؟
گفتی با کوه حرف بزن تا دلت واشه،
نمی دانم چه جوره که به کوه هم غریبیم آقا.

کلید توسعه ایران 8

16 اکتبر , 2019

ما باید روش تفکر را آموزش بدهیم،نه دانش را. انسان عاقل کسی است که دانش ها را داشته باشد،ولی این دانش در خدمت روش و برای آموختن روش مورد استفاده قرار بگیرد.
وقتی حرفی زده می شود،اسم گوینده را نیاوریم و بگوییم : یک نفر چنین می گوید و دیگری چنان می گوید و بعد بررسی کنیم. اینگونه عقل چالاک می شود. اگر ما ندانیم حرف ها را چه کسی گفته، درست قضاوت می کنیم.

تصویر نوشته 137

15 اکتبر , 2019

برگرد

14 اکتبر , 2019

ای صفای این دل گمکرده راه خود به دنیا،برگرد
یادگار پاکی ایام همراهی های عصر کودکی،برگرد
تو در این راه مه آلود دائما بیراهه ها را تجربه کردی
مهربانی بهر ما آذین نموده خانه خود، سوی حق برگرد
ما از او خسته ولی او مهربان و منتظر، چشم در راه است
ای گریزان از خود و از رحمت بی حدحق،سوی خدا برگرد