همراه عارفان 1

17 جولای , 2019

از کتاب”فاجعه جهل مقدس” تالیف دکترسید مصطفی محقق داماد:
به نظر من مهمترین،یا حداقل یکی از بزرگترین آفت های اجتماعی،نه تنها در منطقه اسلامی،بلکه شاید بتوان گفت در سراسر جهان،که جوامع دینی از آن رنج می برند،جهل مقدس است.
جهل مقدس،جهلی است که بعدی قدسی دارد. در چنین جهلی،شخص جاهل در جهل می سوزد،ولی برای خدا می سوزد. گرسنگی،فقر،بیماری،جنگ و دشمنی،جنایت ،آدم کشی،ایذا و آزار به همنوع ،همه را به قصد قربت تحمل می کند. جالب این است که از هرگونه روشنگری هم می هراسد، آن هم برای خدا. جهل هایی که قران با آن مقابله می کند،همین جهل مقدس است.
در جهل قدسی،شخص جاهل با نهادی به نام “اعتقاد” همراه می شود.یعنی برای چنین انسانی،اعتقاد به جای تفکر می نشیند. اعتقاد از ریشه عقد،یعنی بستن است. شخصی که به امری معتقد می شود فکرش را گره کرده و معتقداتش را خط قرمز خویش می داند.
به تعبیر قران مجید،کسانی که به جهل مقدس گرفتار می شوند،جاهلانه برای خویشتن خدا می سازند،خدایی که ناخودآگاه مجموعه ای از خواسته های خود آنهاست. قران مجید میفرماید که اینها هرگز مشمول هدایت الهی نمی شوند و قابل هدایت نیستند.
جهل مقدس همراه با اعتقادات دینی است،ولی دینی که انسان نه بر اساس تعقل بلکه بر اساس هواهای نفسانی،فرا می گیرد و به آن معتقد می شود. بر اساس این ممکن است بالاترین جنایت را مرتکب شود ،در حالی که فکر می کند برای خداست و متقرب الهی می گردد.
اوضاع اسفباری که کشورهای اسلامی به آنها مبتلا هستند،و از آن رنج می برند معلول همین جهل است. جهل قدسی در چهره های مختلفی خودنمایی می کند که در طول تاریخ فاجعه آفریده است.

تصویر نوشته 125

16 جولای , 2019

از سهراب سپهری

15 جولای , 2019

هر کجا هستم،باشم
آسمان مال من است
پنجره،فکر،هوا،عشق،زمین مال من است
چه اهمیت دارد؟
گاه اگر می رویند
قارچ های غربت؟
من نمی دانم
که چرامیگویند:اسب حیوان نجیبی است،کبوترزیباست؟
وچرادرقفس هیچ کسی کرکس نیست؟
گل شبدرچه کم ازلاله ی قرمزدارد؟
چشمهارابایدشست،جوردیگربایددید
واژه ها رابایدشست
واژه بایدخودباد،واژه بایدخودباران باشد
چترهارابایدبست،
زیرباران بایدرفت

نقد و تحلیل جباریت

14 جولای , 2019

به شهادت تاریخ و شواهد بیشمار،یهودیان مردمی طماع و پولدوست و سرمایه طلب هستند که با همین حربه سعی بر ایجاد شبکه های گسترده اقتصادی،اجتماعی به منظور تسلط و رهبری دنیا دارند و تا بحال نیز به نظر می رسد در کشورهایی در آمریکای شمالی و اروپا و حتی بعضی از کشورهای عربی مسلمان نیز به این مهم دست یافته اند.
لذا یافتن کتابی از یک نویسنده یهودی که بسیار دقیق و موشکافانه به تحلیل و بررسی استبداد فردی و دولتی و حکومتی بپردازد و در طول زندگی خود نیز عملا از اینگونه موارد تبری جسته باشد،برایم بسیار جالب توجه بود و یک بار دیگر به من ثابت شد هر قاعده ای،استثنایی هم می تواند داشته باشد!
نام این نویسنده “مانس اشپربر” می باشد و کتاب مورد نظر من که تالیف ایشان است نیز”نقد و تحلیل جباریت” نام دارد که در ایران دو نفر آن را ترجمه کرده اند: “آقای کریم قصیم” و “آقای دکتر علی صاحبی”.
هردو متن را مطالعه کردم و با وجود اینکه این کتاب در نقد حکومت های مستبد رایش سوم در آلمان و نظام کمونیستی شوروی زمان استالین نوشته شده است،اما دیدم مطالب آن برای عصر و زمانه کنونی نیز جاری است و قابل قبول است.
نگاهی به روند شکل گیری قدرت در کشورهایی همچون ترکیه و مصر و…..گواه من بر این ادعاست.
احساس نمودم خلاصه کردن مطالب این کتاب و تقدیم آن به ساکنان و مهمانان معبد نوعدوستی لازم و مفید می باشد. پس مبادرت به این امر نمودم و از هفته آینده خلاصه مطالب گردآوری شده را به تدریج تقدیم خواهم نمود.امیدوارم برای شما هم خواندنی و مفید فایده باشد.

دل نوشته 11

13 جولای , 2019

 

این متن را جایی خواندم و خیلی به دل نشست.

دو کلمه اش را تغییر دادم تا مناسب زمان حالم باشد:

 

آقا اجازه ؟

دل زده ام از تمام شهر

بي عشق دلم گرفته از اين ازدحام شهر

آقا اجازه ؟

دست خودم نيست خسته ام

در درس عشق ، من صف آخر نشسته ام

در اين کلاس ، عاطفه معنا نمي دهد

اينجا کسي براي مهربانی برپا نمي دهد

آقا اجازه ؟

بغض گرفته گلويمان

آنقدر رد شديم که رفت آبرويمان

تکه های ناب 124

10 جولای , 2019

حتي در كوچه بن بست هم راه آسمان باز است. فقط بايد پرواز را آموخت.

تصویر نوشته 124

9 جولای , 2019

از صائب تبریزی

8 جولای , 2019

ما دستخوش سبحه و زنار نگشتيم
در حلقه ى تقليد گرفتار نگشتيم
خود را به سراپرده ى خورشيد رسانديم
چون شبنم گل، بار به گلزار نگشتيم
در دامن خود پاى فشرديم چو مركز
گرد سر هر نقطه چو پرگار نگشتيم
چون خشت نهاديم به پاى خم مى سر
بر دوش كسى همچو سبو بار نگشتيم
ما را به زر قلب خريدند ز اخوان
بر قافله از قيمت كم، بار نگشتيم
چون يوسف تهمت زده، از پاكى دامن
در چشم عزيزان جهان، خوار نگشتيم
صد شكر كه با صد دهن شكوه درين بزم
شرمنده ى بيتابى اظهار نگشتيم
افسوس كه چون نخل خزان ديده درين باغ
دستى نفشانديم و سبكبار نگشتيم
فرياد كه سوهان سبكدست حوادث
شد ساده ز دندانه و هموار نگشتيم
صائب مدد خلق نموديم به همت
درظاهر اگر مالك دينار نگشتيم