ناله عاشقان

18 نوامبر , 2019

عاشقان را بگذاريد بنالند همه
مصلحت نيست، كه اين زمزمه خاموش كنيد
خون دل بود نصيبم، به سر تربت من
لاله افشان به طرب آمده، مي نوش كنيد
بعد من سوگ مگيريد، نيرزد به خدا
بهر هر زرد رخي، خويش سيه پوش كنيد
غير غم دار و ندارم به جهان چيست مگر؟
رشك كمتر به من ِ هستي بر دوش كنيد
خط بطلان به سر نامه هستي بكشيد
پاره اين لوح سبك پايه ی مخدوش كنيد
سخن سوختگان طرح جنون مي ريزد
عاقلان، گفته ی عشاق فراموش كنيد
معینی کرمانشاهی

نقد و تحلیل جباریت 18

17 نوامبر , 2019

تاريخ نگاري رسمي در زمينة توصيف توده هاي مردم بسيار كوتاهي كرده و به نحو شگفت آوري حتي از ذكر نقش تودة مردم در جامعه نيزخودداري كرده است.
به روايت اين تاريخ، اهرام مصر را فراعنه ساخته اند . جنگ ها را فرماندهان پيش برده اند، فرهنگ بشري محصول دربار پادشاهان و حاكمان است و مرگ بزرگان و نجيب زادگان مصيبت بزرگي به شمار مي رود. دراين تاريخ اگر جايي هم از مردم سخن گفته شده از آنان هم چون اعضاي يك گروه كوچك تئاتر خياباني نام برده شده است . يك توصيف ترحم آميز ازافراد يك لاقباي بيكس و كار، شرحي تكراري از فقر و بيچارگي در گذر تاريخ، توده مردم همواره گمنام به سر برده و با نام هاي مستعار، ارابة تاريخ را به پيش برد ه اند. اين كه مردم عوام ساده لوح، زودباور،كودن و هيجاني هستند و از درك و حفظ منافع خود ناتوانند، يك نتيجه گيري عجولانه و بي زحمت است . با توجه به اين كه رويدادها و اتفاقات كنوني قرن حاضر نيز چنين برداشت و برآوردي را تقويت مي كند،اين جاست كه روشنفكران و شاهدان واقعه نيز قواعدي مانند نظريات گوستاولوبن را كه مملو از خشم و كينة عميق نسبت به رفتار و اعمال تودة مردم است، درست و به جا مي دانند.
پس از چهار سال و نيم تحمل رنج و مشقّات يك جنگ جهاني،همگان سوگند ياد مي كردند كه آن فاجعة بزرگ را هرگز فراموش نخواهند كرد. اما علي رغم اين قول ها هنوز آب كفن قربا نيان جنگ خشك نشده بود كه تمام آن سوگندها به فراموشي سپرده شد . آيا اين حافظة ضعيف وفراموش كار، خود نمي تواند دليلي بر بلاهت و اختلال حافظة تودة مردم باشد؟ اعتقاد پيدا كردن به خودكامه اي كه در جست وجوي كسب مقام است و باور كردن تمام وعده هاي ضد و نقيض او، نا ديده گرفتن سابقه و وضعيت قبلي خود، از ياد بردن درس ها و عبرت هاي گذشته و … آيا تمامي اين پديده ها صحت نظرية گوستالوبن را كه مي گويد : عوام فقط تحت تأثيرهيجانات هستند و با عقل و خرد سر و كاري ندارند تأييد نمي كند؟

دل نوشته 29

16 نوامبر , 2019

بزرگی گفته:
کوچکتر که بودیم،ایمانمان بزرگتر بود!
بادبادک می ساختیم و نمی ترسیدیم که باد نباشد.
اکنون ما را چه شده که محتاط و بی برنامه و بی عمل شده ایم،
و همه در انتظار دستی و مددی از غیب که گرفتاری هایمان را حل و فصل کند؟!
إِنَّ اللهَ لاَ یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ

کلید توسعه ایران 11

13 نوامبر , 2019

آقای محسن رنانی در مطلبی تحت عنوان” کودکی و توسعه در ایران” می فرماید:
حاکمان ما از میان مردم ایران برآمده اند و توانایی های آنان نیز فراتر از جامعه ای که از آن برامده اند نیست.در فرایند توسعه،مجموعه ساختار و توانمندی های ذهنی تعیین کننده است. در واقع،مسئله اصلی در فرایند توسعه در ایران این بوده است که ما نیروی انسانی توسعه خواه به اندازه لازم و کافی در اختیار نداشته ایم.
مرحوم دکتر حسین عظیمی تاکید داشت اگر می خواهیدبدانید که فردی،توسعه گرا هست یا خیر،تنها به شعارها،سخنان،ایده ها و نظرهای او بسنده نکنید،بلکه دقت کنید که او در اطراف خود چه کسانی را بعنوان همکار برمی گریند. این تعیین می کند که آیا رفتار . الگوی رفتار او توسعه گراست یا خیر؟ اینکه آیا این افراد مهارت توسعه آفرینی دارند یا خیر؟

تصویر نوشته 140

12 نوامبر , 2019

دشمنت کیست؟

11 نوامبر , 2019

دشمن تو در درونت خانه دارد ای عزیز
او درون دل تو را مشغول نموده ای عزیز
وارهان خود را ازاین شیطان قلبت وانگهی
عاشقی را پیشه کن، مهمان قلبت ای عزیز
عاشقی مرهم بود بر زخم دل های پریش
گل نماید خار زخم دشمنان را، ای عزیز
دشمنی با خود بسی اندوه و پژمان آورد
عاشقی آرامش و شادی بیارد، ای عزیز
پاک کن زنگار دل از کین و بغض دیگران
این دو روز زندگی بر این نیرزد ای عزیز

نقد و تحلیل جباریت 17

10 نوامبر , 2019

ارادة قدرت طلب انعكاس احساسي است كه هراس پرخاش گرانه متأثراز آن درصدد جبران كاستي هاي گذشته است كسي كه در جست وجوي شأن و منزلت است، به داشتن چيزي تظاهر مي كند كه مشتاق است دروجودش از آن برخوردار باشد. او در راه ظاهرسازي و زدن صورتك حقيقت تلاش مي كند. اما فردي كه سوداي قدرت دارد خواهان آن است كه همه متواضعانه تأييد كنند كه او”همان” است که خودش اراده کرده.
چنین فردي به دنبال آن است كه با هر وسيله ممكن “ظاهر” خود را به عین حقيقت جلوه دهد، همانند يك مجنون وروا ن پريش ، فرد روان پريش اين حالت را در حرف زدن هاي بسيار و تكرارهاي بي معناي خود نشان مي دهد،فرد روان پريش به جاي خود د نياي اطراف را بيمار مي پندارد و تلاش دارد در نقشي ظاهر شود كه آن را دوست دارد . اما فرد قدرت طلب به دنبال آن است تا دنياي اطرافش را پريشان كند و در اين هدف به كارگيري هر نوع اعمال زوري را موجه مي داند. افراد روان پريش و ديوانه را به بيمارستان هاي رواني منتقل مي كنند، اما آناني كه به جنون قدرت مبتلا هستند، اگر بخت آن ها را ياري كند و نحوة تفكرشان با نياز تحولات اجتماعي زمانه همخواني داشته باشد، آيندة بسيار درخشاني در پيش خواهند داشت . سرنوشت اين افراد زماني رقم مي خورد كه علاوه بر داشتن اين باور كه آن ها ويژگي هاي خاصي داشته و بار رسالت مهمي را بر دوش مي كشند، پيام آور يك نظرية ريشه دار اجتماعي نيز شوند كه در آن شرايط خاص اجتماعي قابليت پاسخ دهي به برخي از مسائل را داشته باشد . در چنين شرايطي پس از مدت کوتاهي فرد قدرت طلب را در رأس يك تشكيلات يا جنبش مي بينيم. او به سرعت رشد مي كند . او از آرمان انقلاب سخن خواهد گفت و خود را پيام رسان و مبلّغ آن آرمان معرفي خواهد كرد . او در حالي كه خود را تجسم عینی آن “آرمان” می داند،فریاد خواهد زد:”برای استقرار آرمان های مقدس انقلات به پیش!” که البته مقصود آن است که با “تلاش خود مرا بر اسب قدرت بنشانید” و چون اين گونه شد، يك بار ديگر تاريخ فرصتي خواهد يافت تا به خيل بي شمار انسان ها در خصوص “نظام استبداد و خودکامگی”درس عبرتي ديگر بدهد . تمامي پيچيدگي هاي غيرقابل محاسبه در طرح و نقشه هاي خودكامان در نهايت از آن جا نشأت مي گيرد كه به محض آن كه مسألة بينش و نوع تصميمات آن ها مطرح مي شود، درتعارض ظاهر و باطن واقعيت وجوديشان دست و پا زده و نمي توانند خود را از اين دوگانگي برهانند. “رمانتیسیسم” نهفته در انواع مختلف “خودکامگی ها”نيز از همين واقعيت سرچشمه مي گيرد.

دل نوشته 28

9 نوامبر , 2019

رهبر قوی،مردم را ضعیف بار می آورد،
مردم قوی،احتیاج به رهبر ندارند.
“زاپاتا”
مردم قوی نیاز به خادمینی قوی دارند.
مردمی قوی با خادمینی قوی،کشوری آباد می سازند